ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - يهوديان به قصد نابودى، آزار مى دادند
و ثانياً به دليل رفتارهاى مناسب پيامبر در مقابله با آنها، اين روشها به پيامبر آزار مىرساند و نمىتوانست ايشان را از بين ببرد.
\* كمى بيشتر راجع به عمليات روانى توضيح بدهيد.
اين عمليات بسيار وسيع است؛ به عنوان نمونه مىتوان به دو مورد اشاره كرد.
١. در مسئله قبله. يهوديان در اين قضيه لشكركشى نكردند، به جايى هجوم نبردند و حمله نكردند؛ بلكه شبهه انداختند كه پيامبر اسلام اگر ادّعا مىكند پيامبر اسلام است، چرا از قبله ما پيروى مىكند؟ آنها به دروغ شايع كردند كه هر پيامبر بايد قبله جديد داشته باشد كه همين امر باعث شك و شبهه زيادى در بين مسلمانان شده بود. حالا وقتى كه قبله عوض شد، يهوديان حرفهاى ديگرى زدند. آنها شروع به ايجاد ترديد كردند كه اگر قبله قبلى درست بود، نماز مسلمانان از اين به بعد باطل است و اگر اين قبله جديد درست است، نمازهاى قبلى همه باطل است.
اين در حالى بود كه آنها مىدانستند كه تعيين قبله در دست خداوند متعال است و خداوند مىتواند آن را تغيير بدهد؛ امّا آنها به غلط بين مردم جا انداختند كه نسخ در احكام الهى اتّفاق نمىافتد و اگر خدا حكمى داد، نمىتواند بعد از مدّتى آن حكم را عوض كند.
٢. آنها شايعاتى راجع به رسول خدا (ص) بين مردم رواج مىدادند؛. مثلًا مىگفتند كه پيامبر (ص) با ساحران در تماسند. آنها خيلى از اين حرفها را به مشركان نيز تعليم مىدادند. حرفهايى كه در «مكّه» شنيده مىشد كه پيامبر، ساحر است، همه از طريق يهوديان بود.
يكى از كارهايى كه آنها در مكّه كردند، اين بود كه به همكيشان خودشان گفتند شما بياييد براى مدّتى مسلمان شويد و تحت تعليمات مسلمانان قرار بگيريد و بعد از آنكه پاى درسهاى پيامبر (ص) بوديد، از دين خارج شويد و بگوييد ما پاى درسهايش نشستهايم و فهميديم كه حرفهايش، حرفهاى درستى نيست و اين، پيغمبر آخرالزّمان نيست.
\* در طول تاريخ، يهوديان كارشكنىهاى بسيارى كردند. اين كارشكنىها به چه صورت بود؟
كارشكنى يهوديان را مىتوان از دو جهت مورد بررسى قرار داد: اوّلًا بايد بگوييم كه يهوديان مدّتهاى بسيارى بود كه در «مدينه» سكونت داشتند و با اهل مدينه پيش از هجرت، همپيمان بوند. اهالى مدينه آنها را اهل كتاب و فرهنگ مىدانستند و هيمنه فرهنگى در مدينه از آن يهوديان بود. به همين دليل حرف آنها را قبول مىكردند.
يكى از كارهايى كه يهود در مدينه به آن دست مىزد، ايجاد دلسردى بين مردمى بود كه در مدينه، قرار بود پيامبر (ص) را براى ايجاد حكومت اسلامى، يارى كنند. آنها مىخواستند با اين دلسردى آنان را از ياورى پيامبر بازدارند؛ براى مثال آنها را تحت فشار قرار مىدادند؛ مثلًا برخى از امور اقتصادى اطراف مدينه در دست يهود بود. يهوديان بعضى اوقات گندمهايى كه كاشته بودند، به مدينه نمىفرستادند و به همين دليل آنجا قحطى مىشد.
از طرف ديگر، يهوديان با همكارى با مشركان و تحريك و تشويق آنها براى رسول خدا (ص) دردسر درست مىكردند؛ مثلًا اينكه راهها را ناامن يا حتّى به سمت نيروى پيامبر (ص) لشكركشى مىكردند. در بعضى مواقع اينها عليه رسول اكرم (ص) دست به عمليات نظامى مىزدند.
\* تأثير يهوديان در جنگهايى، مثل خيبر و احزاب معلوم است. اگر مىشود، درباره ديگر جنگها بگوييد كه آيا يهوديان تأثيرى در آنها داشتند؟
اصلًا جنگ احد و جنگ بدر به مشاوره و تحريك يهوديان راه افتاد و جنگ تبوك براى مقابله با يهوديانى بود كه آتش جنگ برافروخته بودند.
به طور كلّى بايد گفت، وقتى كلّ عمليات جنگى رسول خدا (ص) را در نظر بگيريم، مىبينيم كه در همه جنگها، يهوديان، يا جزء محرّكان بودند يا همكاران يا آغازكننده جنگ.
\* آيا يهوديان پس از رسول خدا (ص) نيز مشكلساز شدند؟
يهوديان تا زمانى كه رسول خدا (ص) زنده بودند، علنى به مخالفت برخاستند؛ ولى وقتى كه پيامبر (ص) رحلت كردند، آنها در قالب پنهانكارى و نفاق وارد كار شدند كه تا همين امروز هم ما درگير آن هستيم. درباره حضور يهود پس از رحلت پيامبر (ص) در «سوره مائده» آمده است:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ؛
دشمنترين مردم را نسبت به مؤمنان، يهوديان مىيابى.»
اين آيه در آخرين سال عمر پيامبر (ص) نازل شد كه تمام توطئه هاى يهود توسط رسول اكرم (ص) خنثى شده بود. اين «لَتَجِدَنَ» اشاره به اين دارد كه عمليات يهود هنوز ادامه دارد.
بنابراين يهوديان پس از پيامبر (ص) در قالب نفاق وارد مخالفت با دين اسلام شدند. شما وقتى به دقّت تاريخ را دنبال مىكنيد، مىبينيد كه در حادثهاى، مثل عاشورا چقدر خطّ پنهان يهوديان به چشم مىخورد كه مجال سخن گفتن از آن در اينجا نيست.
\* با تشكّر از اينكه در اين گفتوگو شركت كرديد.