ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - مسافر بهشت
نام مادر سادات وجود ندارد؛ همانطور كه خود بى بى. مرقد و مزار و گنبد و بارگاه ندارند ... فقط در حرم حضرت امام رضاى يك صحن كوچك به نام كوثر هست.
با خودم مىگويم: بىبى بىحرم سلام ...
مساحت حرم حضرت امير، بسيار كم است و بدون اين ديوارهاى جديد، هر ضلع آن صد و ده متر است و ساخت يك صحن بزرگ كه بتواند پذيراى زائران، خصوصاً در مناسبتها كه تعداد آنها بىشمار مىشود، ضرورى بود و چه عالى و مناسب كه اين صحن، به نام نامى حضرت زهرا باشد!
اين صحن در دست ساخت، جمعاً چهار طبقه است و مساحت مجموع آن، دويست و بيست هزار متر مربع.
اساساً فعّاليت عمرانى در يك كشور ديگر، سختىها و مشكلات خودش را دارد؛ خاصه آنكه آن كشور، مدام درگير جنگ باشد.
بعد از حمله و حضور داعش در عراق، با كش و قوسهايى همراه بوديم؛ ولى هرگز كارها متوقّف نشده است و نيروها اعم از كارگران و مهندسان، و مجموعه عوامل، عاشقانه پاى كار بودند. كم و زياد شدند؛ ولى هرگز كار تعطيل نشد.
نجف به جهت وضعيت جغرافيايى، فقط چهار ماه در سال معتدل است و تقريباً براى زندگى مناسب. زمستانهاى سرد و خشكى دارد و تابستانهاى گرم. وجود يك درياچه در كنار آن كه به «بحر النجف» معروف است، باعث مىشود هواى گرم آن شرجى شود.
با وجود همه مشكلات، به كرم حضرت اميرالمؤمنين، كارها در دست انجام است.
فقط در باب موضوعاتى كه در «كربلا» اتّفاق مىافتد و رنگ و بوى متعارف و منطق زمينى ندارد و از هيچ قاعده مرسوم و مألوف علمى پيروى نمىكند، بايد يك كتاب نوشت.
عمده هزينه بازسازى عتبات، به اتّكاى نذورات مردمى است كه مردم كشورمان از سر اشتياق اهدا مىكنند.
براى ساخت و سازها، از توان علمى كارشناسان بهره بردهايم؛ ازجمله هماهنگى و بهرهمندى از نظرات تخصّصى دوستان «دانشكده معمارى شهيد بهشتى».
دكتر خوشرو حرف مىزند و من محو كلام و چهره او هستم. مبالغه نمىكنم؛ ولى سالها بود كه روى زمين، كسى را نديدم كه مثل او، روى هوا باشد. حرف مىزند ولى انگار اينجا نيست.
بعد از توضيحات مفصل دكتر خوشرو، به محوّطه صحن مىرويم و جانشين دكتر، توضيحات تكميلى را به صورت ميدانى مىگويد.
نزديك اذان ظهر است كه مى رويم طرف حرم.
السلام عليك يا يعسوب الدين، يا اميرالمؤمنين!
در، ورودى باب شيخ طوسى مىايستم و مىخوانم:
|
الم نشرح لك الحيدر و ما ادارك ما الحيدر؟ |
كه بايد حضرت منّان، كند مدح تو را حيدر |
|
|
تپشهاى دلم يك در ميان ذكر تو گويد |
على حيدر على حيدر على حيدر على حيدر |