ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - چهار خطّ استراتژيك
محافظ و بازدارنده از يك سو، سبب مصونيت يافتن در برابر اقدامات آشكار و نهان دشمنان كينجو مىشود و از ديگر سو، سبب اخذ تصميمات بازدارنده در ميان خودىها.
چنانچه موقعيتهاى سياسى، اقتصادى، امنيتى و فرهنگى خُرد و كلان جامعه مؤمنان و مستضعفان در جغرافياى بيش از يك ميليون و ششصد هزار كيلومتر مربع خاك و بيش از هفتاد و پنج ميليون نفر جمعيت ملاحظه شود، مىتوان دريافت كه وظيفه هريك از متولّيان امور مسلمانان در وقت اتّخاذ اين استراتژى، چگونه تعريف و تشريح مىشود؟ بروز هرگونه ناهنجارى و بحران در مناسبات و معاملات مادّى و فرهنگى اين جمعيت بزرگ و سوءاستفادهها و ندانمكارىهاى صاحبان امضاء در هنگام اخذ تصميم و اعطاى مشاغل و مناصب به نااهلان و قبول مسئوليتها، در اوج ناتوانى و ضعف حاكى از فقدان درك اين استراتژى و بىايمانى درباره ضرورت اخذ آن است.
حسب روايات رسيده از سوى حضرات معصومان (ع)، مؤمنان آلمحمّد (ص)، به عنوان «سرمايههاى اصلى حجّت خداوند»، «باعث بقاى جان و روح ديندارى و حقيقت اسلام» و «ذخيره بزرگ خداوند براى حضور و عمل در هنگامه ظهور كبرى» شناخته مىشوند. و از اينرو، نمىبايست «جان و مال و ناموس» آنان را در مهلكه افكند؛ بلكه صميمانه مىبايست از همه توان و امكان براى حراست از آنان، حتّى ضعيفترينشان نيز بهره جست.
جماعت مؤمنان اين خاندان، در شأن و شرف، افضل و اشرف از همهچيز و همهكسند و لذا، چنانكه هيچگاه افضل و اشرف خداى تعالى اسفل و ادنى نمىشود، اينان و منافع آنان نيز به هيچروى نمىبايست در مسير منافع و خوشآمد خصم يا جلب قدرت و ثروت، توسط فرصتطلبان هزينه شود.
٢. استراتژى شناسايى مجارى و منافذ ورود خصم و انجام اقدامات بازدارنده؛
تحقّق استراتژى اوّل، در گرو اخذ دومين استراتژى است. جمله معروفى از قديمىترين استراتژيست چين، سون تزو مانده است. او مىگويد:
«در مسائل نظامى، اين مطلب از اصول است كه فرض را بر نيامدن دشمن نبايد گذاشت؛ بلكه بايد درباره سرعت مقابله با وى انديشه كرد. همچنين نبايد فكر كرد كه دشمن حمله نمىكند، بلكه بايد در صدد شكستناپذير كردن خود بود.»
فرص غلط اين است كه گمان بريم دشمنى و خصومتورزى در صورت جنگ ميدانى آشكار به ظهور مىرسد. بىدليل نيست كه حكما، سياستمدارى و مُلكدارى را فرع بر حكمت دانستهاند.
همواره و در طول تاريخ، خصم كينجو با «تغيير ميدان نبرد»، سعى در وارد كردن ضربه كارى بر پيكر طرف مقابل خود داشته است. حدّاقل چهارگونه نبرد و ميدان نبرد قابل شناسايى است؛ درواقع ما با چهار صورت از دشمنى و كينورزى مواجهيم.
الف) نبرد آشكار دشمن با سلاحى آشكار، نظامىگرى و نبرد ميدانى سربازان و جنگآوران، مصداقى از اين مرحله و مرتبه است؛
ب) نبرد آشكار دشمن با سلاحى پنهان شده، مجادلات ديپلماتيك و جنگ در پشت ميزهاى مذاكره سياستمداران، مصداق اين ميدان نبرد است؛
ج) نبرد با دشمنى كه پنهان شده و تغيير صورت داده است؛ امّا با سلاحى آشكار در ميدان، وارد شده است.
تهاجم فرهنگى و حمله با استفاده از رسانهها، تبليغات و ابزار فرهنگى