ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤ - آرزوى ششم
عدالت اخلاقى و نفسانى او مىشود.
حضرت امام خمينى (ره) بيان مهمّى دارند و آن اينكه؛ در عدل مهدوى حتّى نفوس از انحراف مصونند، يعنى انحرافات نفسانى هم وجود ندارد.
اين عصر، عصر ورود عدالت به نفوس، يعنى اينكه انسان حسود، دو چهره، منافق، متكبّر، مستكبر و ... نداريم. نفوس، همه نفوس زكيّه است و بهشت، يعنى همين. در آن جامعه، خبر از حديث النّفس رياست هم نيست. همه اينها به دليل عدالت مطلقه است، اقتضاى عدل، حيات دين و اصلاح جامعه است. اگر قرار باشد در جامعه، شمشير از نيام بركشيد، آن شمشير بايد شمشير عدالت باشد! و خداوند جز اين نمىخواهد.
آرزوى ششم
بزرگترين آرزوى انسان و مقدّسترين آنها اين است كه خونريزى و جنگ از عالم برافتد و گيتى صورت جنگ نبيند و به اصطلاح، تاريخ به پايان برسد.
اين آرزوى همه انسانهاست كه مهربانى حاكم شود، زمينه جنگ فراهم نشود و صلح كل محقّق گردد. تمام مكاتبى كه دنيا را محلّ آزمون و خطا كرده و ميليونها انسان را به كشتن دادهاند، اين ادّعا را دارند؛ امّا امروزه، در رأس صاحبان اين انديشه انسانسوز، سياست، اقتصاد و فلسفه غرب قرار دارد كه مدّعى است با ليبراليسم، به بهشت پايان تاريخ خواهيم رسيد؛ امّا آشكار شدن صورت كريه غرب، مخصوصاً در اين اواخر كه كشتارهاى عظيمى را در «خاورميانه»، به ويژه در «عراق»، «افغانستان» و ... راه انداخت، نشان داد كه اين ادّعاها سراب و دروغ و فريبى بيش نيست و منافع مادّى و امنيت اسرائيل، كانون شرارت جهانى و شيطان مجسّم براى آنها بر هر چيز ديگر، حتّى دمكراسى تقدّم دارد.
نه انديشه سياسى غرب و نه مكاتب ديگر، هرگز نمىتوانند صلح كل را تحقّق بخشند؛ چون زمينه اين كار فراتر از توان بشر است.
حضرت حجّت (عج) زمينه جنگ را برمىچيند. زمينه جنگ، مرزهاى جغرافيايى، نژادى، اعتقادى، تعدّد حكومتها و قانونهاست. اين مرزها، مرزهاى خونريز هستند. در زمان آن حضرت با حكومت واحد جهانى، تمام اين مرزها برچيده مىشود و انسانها خانواده واحد جهانى را تشكيل مىدهند، چقدر زيباست كه بشريت يك خانواده شود و بزرگ خانواده، خود خدا! و تبعيض بر پايه ينفع النّاس باشد.
بهشت غير از اين نيست. بهشت مهدوى، مقدّمه بهشت سرمدى است و بهشت از همين نشأه شروع مىشود[١] و به تعبير حضرت علىّ بن موسى الرّضا (ع) «قد علم اولوالالباب ان ما هنا لك لايعلم الّا بما ها هنا»[٢] و تعبير عارف قونوى:
بهشت و دوزخت با توست، در باطن نگر، تا تو سقرها در جگر يابى، جنانها در جنان بينى![٣]
و به قول ناصر خسرو:
|
از ره خلق خوب و سيرت زشت |
هفت دورخ تويى و هشت بهشت |