ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - ٨ بيت الحمد
«پدرم با من پيمان بسته است كه در مخفى ترين و دورترين سرزمينها مسكن گزينم تا از تيررس اهل ضلالت در امان باشم. اين پيمان مرا به اين ريگزارهاى عوالى (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است.»[١]
٤. كوه رَضوى
امام صادق (ع) درباره «كوه رضوى» مىفرمايند:
«از هر درختى، ميوهاى در آن هست و چه پناهگاه خوبى است براى شخص خائف، وه چه پناهگاه خوبى. صاحب اين امر را در آن دو غيبت است، يكى كوتاه و ديگرى طولانى.»[٢]
٥. كرعه
مرحوم مجلسى در «تذكرة الائمّه»، از كتب اهل سنّت نقل مىكند كه حضرت مهدى (ع) در غيبت كبرى در قريهاى به نام «كرعه» اقامت مىنمايند.[٣]
٦. جابلقا و جابلسا
ميرزاى نورى مىگويد: اخبار بسيارى هست كه از نظر معنى متواترند و دلالت دارند بر اينكه در مشرق و مغرب زمين، دو شهر، به ترتيب، به نامهاى «جابلقا» و «جابلسا» وجود دارد كه اهل آنها از انصار حضرت صاحب الامر (ع) هستند و در محضر آن حضرت (ع) قيام مىكنند.[٤]
امام حسن مجتبى (ع)، نيز در خطبه شان در برابر معاويه، به نام اين دو شهر، اشاره نموده اند.[٥]
٧. بلد مهدى (ع)
علّامه مجلسى، از يكى از عالمان اهل سنّت نقل مىكند كه: بلد مهدى (ع) شهرى است نيكو و محكم، كه بنا كرده آن را مهدى فاطمى و براى آن قلعهاى قرار داده است.[٦]
٨. بيت الحمد
امام صادق (ع) فرمودند:
«براى صاحب اين امر، خانهاى است كه به آن «بيت الحمد» گفته مىشود. در آن خانه چراغى است كه از روز ولادت آن حضرت (ع) روشن است. اين چراغ خاموش نمىشود تا روزى كه با شمشير، قيام نمايد.»[٧]
پى نوشتها:
[١]. روايت، به نقل از تحقيقى پيرامون جزيره خضراء و مثلّث برمودا، ناجى النجّار، ترجمه على اكبر مهدى پور.
[٢]. در منبع پيشين، كه از قائلان به وجود جزيره خضراء مىباشد، حكايت انبارى را با استناد به همين دليل، نقل نكرده است. ر. ك: همان، ص ٥٤.
[٣]. عاملى، سيدجعفر مرتضى، جزيره خضراء، افسانه يا واقعيت، ترجمه محمد سپهرى.
[٤]. طبرسى، الإحتجاج، ص ٤٩٧.
[٥]. شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ١٣٩.
[٦]. علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ١٥٧.
[٧]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٤٤٧.
[٨]. علامه مجلسى، همان، ج ٥٢، ص ١٥٣.
[٩]. نهاوندى، على اكبر، العبقرى الحسان، ج ٢، ص ١٣٤.
[١٠]. ميرزاى نورى، النجم الثّاقب، ص ٣٠٠.
[١١]. ر. ك. سفينة البحار، ج ١، ص ١٤٥.
[١٢]. نهاوندى، على اكبر، همان، ج ١، ص ٥٨.
[١٣]. نعمانى، غيبت، ص ١٢٦.