ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - پيراهن حضرت آدم (ع)
حضرت على (ع) در روايتى فرمودند:
«... مهدى ما مىآيد؛ در حالى كه پيراهن آدم در تن اوست.»[١]
حضرت على (ع) در روايتى فرمودند:
«... جهان پر از هرج و مرج مىشود، افق زندگى تيره و تار مىگردد، در اين موقع مهدى ما آيد؛ در حالى كه پيراهن آدم در تن او، انگشتر حضرت سليمان در دست او و عصاى حضرت سليمان در اختيار اوست.»[٢]
امام صادق (ع) در روايتى فرمودند:
«پيراهن حضرت آدم (ع)، ابراهيم و نيز حلّه اسماعيل نزد قائم آل محمّد (ص) است.»[٣]
پى نوشتها:
[١]. فرهنگ فارسى معين، ج ٥، ص ١٩٠.
[٢]. بحارالانوار، ج ٦٣، ص ١٩٤.
[٣]. تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٣٦.
[٤]. جهان بعد از ظهور، ص ٥٥؛ به نقل از ظهور حضرت مهدى (ع) از ديدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى، ص ٤٢٦.
[٥]. بحارالانوار، ج ٦٣، ص ٧٠.
[٦]. الكافى، ج ١، ص ٢٣٢.
[٧]. همان، ص ٢٣٣.
[٨]. كمال الدّين و تمام النّعمة، ج ٢، ص ٥٢٧.
[٩]. الغيبة للنّعمانى، ص ٢٣٩.
[١٠]. الملاحم و الفتن، ص ١٠٠.
[١١]. الهداية الكبرى، ص ٤٠٤.
[١٢]. بحارالانوار، ج ٦٣، ص ١٩٤.
[١٣]. انطاكيه كنونى در جنوب تركيه، بر رود اورونتس، نهر عاصى، بيست و دوكيلومترى ساحل مديترانه قرار دارد و فقط قمست كوچكى از انطاكيه قديم را اشغال كرده است. در كاوشهايى كه در آنجا و در اطرافش به عمل آمده، موزائيكهاى عالى، از شش قرن اوّل ميلادى، به دست آمده است. جام بزرگ انطاكى كه در سال ١٩١٠ م. به دست آمده، به زعم بعضى همان جام مقدّس است. خورشيد مغرب، ص ٢٥٩.
انطاكيه براى مسيحيان مانند مدينه براى مسلمانان است. آنجا پس از بيت المقدّس به عنوان دومين شهر مذهبى مسيحيان حساب مىآيد؛ چرا كه حضرت مسيح (ع) دعوت خود را از بيت المقدّس آغاز نمود و بعدها گروهى از ايمان آورندگان به او، به انطاكيه هجرت كردند. پولس و برنابا به آن شهر رفته و مردم را به اين آيين فراخواندند و از آنجا دين مسيح (ع) گسترش يافت. شايد ذكر انطاكيه در روايات مهدوى كه در اين كتاب باز هم ذكر خواهد شد، معرّف وجود رابطه تنگاتنگ ميان حضرت مهدى (عج) و مسيح (ع) است. فرهنگنامه مهدويت، خدامراد سليميان، ص ٦٦.
[١٤]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٣٩٠؛ بشارة الاسلام، ص ٢٥٣.
[١٥]. كمال الدّين و تمام النّعمة، ج ٢، ص ٣٧٧.
[١٦]. الكافى، ج ١، ص ٢٣١.
[١٧]. الزام النّاصب، ج ٢، ص ٢٩٩.
[١٨]. الهداية الكبرى، ص ٤٠٤.
[١٩]. بشارات عهدين، استدراكات، بعد از مقدّمه چاپ دوم، صص ١٠ و ١١.
[٢٠]. كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ١٥٦.
[٢١]. كشف اليقين فى فضائل اميرالمؤمنين (ع)، ص ٤٣٤.
[٢٢]. سوره قصص (٢٨)، آيه ١٠.
«وَأَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ؛ وعصايت را بيفكن! ... هنگامى كه (موسى) به آن نگاه كرد، ديد (با سرعت) همچون مارى به هر سو مىدود (ترسيد و) به عقب برگشت و حتّى پشت سرخود را نگاه نكرد- اى موسى! نترس، كه رسولان در نزد من نمىترسند!
[٢٣]. سوره شعراء (٢٦)، آيه ٣٢.
«فَأَلْقىعَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ؛ در اين هنگام موسى عصاى خود را افكند، و ناگهان مار عظيم و آشكارى شد.»
[٢٤]. «فَأَلْقىمُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ\* فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ؛
سپس موسى عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد! فوراً همه ساحران به سجده افتادند.»
[٢٥]. سوره شعراء (٢٦)، آيه ٦٣.
«فَأَوْحَيْناإِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ؛ وبه دنبال آن به موسى وحى كرديم: «عصايت را به دريا بزن!» (عصايش را به دريا زد،) و دريا از هم شكافته شد و هر بخشى همچون كوه عظيمى بود!»
[٢٦]. سوره بقره (٢)، آيه ٦٠.
«وَإِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛
و (به ياد آوريد) زمانى را كه موسى براى قوم خويش، آب طلبيد، به او دستور داديم: «عصاى خود را برآن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشيد آن گونه كه هر يك (از طوايف دوازدهگانه بنىاسرائيل)، چشمه مخصوص خود را مىشناختند! (و گفتيم:) «از روزىهاى الهى بخوريد و بياشاميد! و در زمين فساد نكنيد!»
[٢٧]. الغيبة نعمانى، ص ٢٣٩.
[٢٨]. آس درختى است كه در بهشت كاشته شده است. عصاى حضرت موسى (ع) از شاخه آن درخت بود و آن را جبرئيل براى او آورد. آس درختى است بلندتر از انار، داراى برگ و گلى معطّر و تخمش سياه است. در مناهى رسول خدا (ص) از خلال كردن با چوب آن نهى شده است. معارف و معاريف، ج ١، ص ١٠.
[٢٩]. طبريه، درياچهاى است در شمال فلسطين كه شعبهاى از نهر اردن، به نام نهر الشريعة بدان مىريزد.
[٣٠]. الكافى، ج ١، ص ٢٣١؛ كمال الدّين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٦٧٤.
[٣١]. روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٣٦٨.
[٣٢]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٩٠.
[٣٣]. الغيبة نعمانى، ص ٢٣٩.
[٣٤]. الهداية الكبرى، ص ٤٠٤.
[٣٥]. الملاحم و الفتن، ص ١١٦؛ ينابيع المودّة، ج ٣، صص ١٣٦ و ١٣٨.
[٣٦]. بشارات عهدين، استدراكات، بعد از مقدّمه چاپ دوم، صص ١٠ و ١١.
[٣٧]. الملاحم والفتن، ص ١٠٠.
الدابة يكى از نامهاى حضرت مهدى (عج) است.
[٣٨]. الكافى، ج ١، ص ٢٣١.
[٣٩]. الهداية الكبرى، ص ٤٠٤.
[٤٠]. الكافى، ج ١، ص ٢٣١.
[٤١]. الغيبة نعمانى، ص ٢٣٩.
[٤٢]. الكافى، ج ١، ص ٢٣٢.
[٤٣]. همان، ص ٢٣١.
[٤٤]. همان.
[٤٥]. بصائرالدّرجات، ص ١٧٥.