ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - ١- ٤ مذاكره با سفيران و نمايندگان
كه پيرو هدايت گردند، به خدا و فرستاده او ايمان آور كه آفريدگارى جز خداى يگانه بىهمتا نيست و محمّد بنده و فرستاده اوست. من تو را به سوى خدا دعوت مىكنم؛ زيرا كه من پيامبر خدا بر همه مردمان هستم تا زندهدلان را هشدار دهم و كلمه عذاب بر كافران مسلّم گردد و از اين رو، اسلام آور تا ايمن مانى؛ چنانكه ايمان نياوردى، بىگمان گناه همه مجوسان برگردن تو خواهد بود.»[١]
و نامهاى ديگر به پادشاه روم مىنويسد:
«به نام خداوند بخشنده و مهربان از محمّد رسول الله
بنده و فرستاده خدا بر هرقل بزرگ روم، درود بر كسى كه راه هدايت در پيش گيرد؛ امّا بعد! من، تو را به سوى دين اسلام دعوت مىكنم، اسلام آور تا ايمن مانى[٢]، اگر اسلام آورى خداوند به تو پاداش خواهد داد؛ وگرنه گناه همه روميان را به گردن خواهى داشت.» و سپس آيه مباهله را ذكر مىكند.[٣]
در آن روز، روم و ايران دو ابر قدرت مطرح بودند.[٤] نبى گرامى (ص) چنين امپراتورانى را قاطعانه به اسلام دعوت مىكند، اين مطلب در وهله اوّل، بيانگر اهمّيت و جايگاه ويژه دعوت در سيره سياسى پيامبر (ص) در روابط خارجى مىباشد؛ ضمن اينكه اين نامهها، قواعد و شيوههاى دعوت، مبانى و اصول دعوت و همچنين مراحل دعوت را به ما مىآموزد. نكتهاى كه در نامههاى پيامبر (ص) به چشم مىخورد، اين است كه دريافت دعوت دو مرحله دارد.
الف) تبليغ مسالمت آميز؛
ب) برخوردى قهرآميز و مسلّحانه با جلوگيرى كنندگان از تبليغ اسلامى.[٥]
٢- ٣. اصل نفى سبيل و عزّت اسلامى
يكى از اصولى كه اساس و شالوده روابط خارجى پيامبر (ص) را تشكيل مىداد و حضرت در گفتار و كردار خويش به آن تأكيد مىورزيد، اصلى است برگرفته از قرآن مجيد آنجا كه مىفرمايد: «هرگز خداوند راه تسلّط بر اهل ايمان را باز نگذاشته است.»[٦] بر اساس اين اصل و قاعده، راه هر گونه نفوذ و سلطه كفّار بر جوامع اسلامى در حوزههاى مختلف سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى بايد مسدود گردد. از نظر سياسى، زير بار تحت الحمايگى نرفتن، نفى ظلم و استبداد و استعمار، جايز نبودن مداخله بيگانگان در امور داخلى كشورهاى اسلامى و تصميمگيرىهاى سياسى مورد تأكيد مىباشد. بنابراين اصل نفى سبيل، بيانگر جنبه ايجابى و سلبى است كه جنبه سلبى آن ناظر بر نفى سلطه بيگانگان بر سرنوشت سياسى و اجتماعى مسلمانان و جنبه ايجابى آن، بيانگر وظيفه دينى امّت اسلامى در حفظ استقلال سياسى و از ميان برداشتن زمينههاى وابستگى است.[٧]
پيامبر رحمت و مهربانى (ص) در تمام عرصههاى زندگى اجتماعى خويش، به ويژه در روابط خارجى به اين اصل مهم و اساسى توجّه جدّى مىنمود و آن را به عنوان يك مبنا و پايه در روابط خارجى در نظر مىگرفتند.
سيره عملى و قولى پيامبر اكرم (ص) بارزترين گواه بر اين مدّعاست. از آن حضرت نقل شده كه فرمودهاند:
«اسلام هميشه بر ديگر مكاتب و ملل برترى دارد و هيچ چيزى بر اسلام برترى ندارد و كافران مانند اموات، نه مانع ارث مىشوند و نه ارث مىبرند.»[٨]
از اين حديث به خوبى استنباط مىشود كه آن حضرت هيچگاه راضى به سلطه كفّار بر مسلمانان نبوده و تسلّط غير مسلمان را بر مسلمان در هيچ عرصهاى نمىپذيرفتند.
٣- ٣. اصل صلح و همزيستى مسالمتآميز
از نظرگاه قرآن مجيد، در آيات متعدّد خداوند همواره مؤمنان را به صلح و همزيستى مسالمتآميز فرا خوانده و از دشمنى و كينهتوزى آنان را بر حذر داشته، شاهد مثال ما در سوره بقره، آيه ٢٠٨ است كه مىفرمايد: «ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ؛[٩] اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همگى به صلح و همزيستى مسالمتآميز در آييد و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او براى شما دشمن آشكار است.»
به علاوه در آيات قرآن و روايات، سيره و رفتار پيامبر اكرم (ص) نيز بر صلح و همزيستى مسالمتآميز تأكيد دارد؛ چنانكه آن حضرت براى ايجاد انگيزه در مخالفان براى مذاكره و توافقهاى اصولى و كشاندن آنان براى مذاكره، هرگز توافقهاى جزيى را در مورد قدر مشتركها ناديده نمىانگاشت؛ زيرا به خوبى مىدانست كه دست يافتن به تمامى اهداف و توافقها در يك مرحله، خود مانع بزرگ پيشرفت مذاكرات و ادامه روابط است؛ ولى دست يابى به توافقهاى نسبى و كم اهمّيتتر مىتواند آغازى بر توافقها و حتّى همكارىهاى مهمتر و اصولىتر باشد.[١٠] در شريعت اسلام، مهمترين شيوه حلّ اختلاف در امور داخلى و بين المللى دولت اسلامى، بهرهگيرى از شيوهاى مسالمتآميز است و به لحاظ تاريخى نيز پيامبر (ص) در حلّ و فصل اختلافها از شيوههايى چون مذاكره و بحث تاريخ اسلام از قبيل «منشور مدينه» در آغاز هجرت و ورود پيامبر (ص) به مدينه و انعقاد پيمان دفاعى و بىطرفى قبايل مختلف و انعقاد صلح حديبيه و مذاكره با هيئت مذهبى مسيحيان نجران، نمونه بارز اين مطلب است.[١١]
٤. ابزار سيره پيامبر (ص) در روابط خارجى
پيامبر اكرم (ص) نيز براى تحقّق آرمانهاى اساسى اسلام، در روابط خارجى خويش از راهبردهاى متعدّدى بهره مىجست و ابزارهاى گوناگونى را به كار مىبستند كه به اختصار مىتوان به چند مورد آنها اشاره كرد.
١- ٤. مذاكره با سفيران و نمايندگان
مذاكره در روابط خارجى پيامبر اكرم (ص) و سيره سياسى آن حضرت، از اهمّيت قابل توجّهى برخوردار بوده است. در اهمّيت مذاكره در سيره رسول خدا (ص) همين بس كه ايشان سفيران و نمايندگانى را به ممالك غيراسلامى گسيل مىداشت و آنان را وامىداشت تا مذاكره را مقدّم بر شيوههاى خشونتآميز بدارند.[١٢]
از جمله وظايف مهمّ سفيران پيامبر (ص) در مواردى، مانند دعوت