ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - ١٠ شكل گيرى خير و شرّ از معبد و مدرسه كونگ فو
مىباشد. تاى لانگ يك بچّه سر راهى بوده كه جلوى معبد چى گذاشته مىشود و استاد چيفو آن را بزرگ مىكند و به او آموزش مىدهد. هنگامى كه براى انتخاب جنگجوى اژدها شدن آماده مىشود، استاد ادوى قلب او را تاريك مىبيند و موافقت نمىكند. نكات قابل توجّه در اين داستان اين است كه جنگجوى اژدها بايد داراى قلبى روشن باشد. قلب تاريك يا قلب روشن، ضمير روشن يا دل سياه، از گزارههاى معرفتى و اخلاقى اسلامى مىباشد. مباحثى كه در اخلاق و عرفان درباره قساوت قلب يا نورانيت قلب مطرح مىگردد، مؤيد اين نكته مىباشد و جالب اينكه در اين داستان، شرط انتخاب شدن براى منجى، نورانيت قلب است.
نكته ديگر اينكه تاى لانگ يك بچّه سر راهى است كه اصل و نسب درستى ندارد، چه كسى او را جلوى در معبد مىگذارد؟ تاى لانگ چگونه متولّد شده است؟ آيا گذاشتن او در جلوى معبد، هدفمند بوده است؟ آيا استاد چيفو دچار غفلت نشد كه يك بچّه سر راهى را كه معلوم نيست، فطرتش پاك است يا ناپاك، به معبد آورد و تعليم داد؟
آيا اين يكى از روشهاى شيطان نيست كه افراد تاريك دل را به روشهاى مختلف وارد جبهه حق مىكند تا در مسير جبهه حق مشكل ايجاد كنند؟ آيا جبهه شرّ براى مقابله با جبهه خير به لباسهاى مختلف در نمىآيد تا بتواند در آن نفوذ نمايد؟ جريان نفوذ جبهه باطل در جبهه حق، همواره در طول تاريخ بوده است و جبهه حق همواره از اين قسمت آسيبهاى جدّى خورده است.
انتخاب اميه به فرزندخواندگى عبدالشّمس و خريده شدنش در «شام» توسط عبدالشّمس و سپس شكلگيرى دودمان بنىاميه در قريش و اسلام، از اين نمونه است. اين نفوذ و آسيب تا آخرالزّمان ادامه دارد و در مقابل حضرت حجّت، سفيانى قرار مىگيرد كه از دودمان ابوسفيان و بنى اميه است.
جبهه باطل از غفلت جبهه حق سوء استفاده مىكند و در آن نفوذ مىنمايد. تاى لانگ نماد نيروى شرّ مىباشد كه در دل جبهه خير لانه مىكند و هنگامى كه به اوج مىرسد، خروج مىنمايد.
٩. تقابل ميان خير و شرّ
يكى از گزارههاى مهم در داستان پانداى كونگفوكار، تقابل ميان خير و شرّ مىباشد. تاريخ بشر بر محور تقابل ميان خير و شرّ يا حقّ و باطل گذشته شده است. جبهه باطل همواره تلاش نموده تا بر جبهه حق پيروز گردد و شرارت و فساد را در عالم گسترش دهد. اين تقابل از ابتداى خلقت وجود داشته و در آخرالزّمان به اوج خود مىرسد و در پايان با پيروزى جبهه حق، خير، صلح و صلاح بر جهان سيطره مىيابد.
داستان پاندا با استفاده از اين تقابل تاريخى، موضوع و محوريت داستان خود را بر اين مطلب مىگذارد و پاندا به عنوان نماد نيروى خير و تاى لانگ به عنوان نماد نيروى شرّ در برابر يكديگر قرار مىگيرند و در پايان پاندا پيروز مىگردد.
اساس فلسفه كنفوسيوس بر اين تقابل و تعامل ميان خير و شرّ بنا شده است. اين فلسفه حركت عالم را از تقابلات ميان اين دو مىداند و دو انرژى يين و يانگ را نماد اين دو عالم مىداند.
اين تقابل در اكثر اديان و مكاتب آمده است و درباره آينده آن پيشگويىهايى شده است. ٣
١٠. شكلگيرى خير و شرّ از معبد و مدرسه كونگ فو
در داستان پانداى كونگ فوكار، محلّ شكلگيرى نيروى شرّ، معبد چى و مدرسه كونگ فو مىباشد. تاى لانگ، نماد شرارت و باطل در همين معبد بزرگ مىشود، آموزش مىبيند و نامزد جنگجوى اژدها مىگردد. همچنين گروه پنج و پاندا نيز در همين معبد آموزش مىبينند و رشد مىكنند. پيامى كه اين نكته به مخاطب القا مىكند اين است كه خير و شرّ، هر دو از معبد و دين صادر مىگردد. دين پرورش دهنده نيروى شر است.
معبد به عنوان سمبل دين، زادگاه خير و شرّ معرفى مىگردد. اين نوع نگاه در واقع سياه نمايى درباره دين و رسالت آن است. آيا معبد به عنوان تربيت و تزكيه در دين، مىتواند محلّ رشد و آموزش و تربيت افراد شرور و جبهه باطل باشد؟ دين، معبد و مسجد، براى مقابله با شرارت و جبهه باطل است. دين و معبد نمىتوانند هم پرورش دهنده