ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - ادب شاگرد و استاد
ادب شاگرد و استاد
در گفتوگوهايى كه ميان موسى و آن مرد عالم الهى ردّ و بدل شد، نكتههاى جالبى پيرامون ادب شاگرد و استاد به چشم مىخورد. خداوند در سوره كهف مىفرمايد: «قالَلَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً؛[١] موسى به او گفت: آيا از پى تو بيايم تا از حكمتى كه تعليم شدهاى به من بياموزى؟ گفت: تو هرگز نمىتوانى همراه من شكيبايى كنى.» اين نكتهها عبارتند:
١. موسى خود را به عنوان تابع خضر معرفى مىكند (أتبعك)؛
٢. موسى بيان تابعيت را به صورت تقاضاى اجازه از او ذكر مىكند (هل أتبعك)؛
٣. او اقرار نيازش به تعلّم مىكند و استادش را به داشتن علم (على أن تعلمّن)؛
٤. در مقام تواضع، علم استاد را بسيار معرفى مىكند و خود را طالب فرا گرفتن گوشهاى از علم او (ممّا)؛
٥. از علم استاد به عنوان يك علم الهى ياد مىكند (علمت)؛
٦. از او طلب ارشاد و هدايت مىنمايد (رشدا)؛
٧. در پرده به او گوشزد مىكند كه همانگونه كه خدا به تو لطف كرده و تعليمت نموده، تو نيز اين لطف را در حقّ من كن (تعلمن ممّا علمت)؛
٨. جمله هل اتّبعك اين واقعيت را نيز مىرساند كه شاگرد بايد به دنبال استاد برود، اين وظيفه استاد نيست كه به دنبال شاگرد راه بيافتد (مگر در موارد خاص)؛
٩. موسى با آن مقام بزرگى كه داشت (پيامبر اولواالعزم و صاحب رسالت و كتاب بود) اين همه تواضع مىكند؛ يعنى هر كه هستى و هر مقامى دارى، در مقام كسب دانش بايد فروتن باشى؛
١٠. او در مقام تعهّد خود در برابر استاد، تعبير قاطعى نكرد؛ بلكه گفت: «ستجدنى إنشاءالله صابرا؛ انشاءالله مرا شكيبا خواهى يافت.» كه هم ادبى است در برابر پروردگار و هم در مقابل استاد كه اگر تخلّفى رخ دهد، هتك احترامى نسبت به استاد نشده باشد. ذكر اين نكته نيز لازم است كه اين عالم ربّانى در مقام تعليم و تربيت نهايت بردبارى و حلم را نشان داد، هر گاه موسى بر اثر هيجانزدگى تعهّد خود را فراموش مىكرد و زبان به اعتراض مىگشود، او تنها با خونسردى در لباس استفهام مىگفت: «من نگفتم نمىتوانى در برابر كارهاى من شكيبا باشى.» امّا استاد نيز حقّ استادى در برابر شاگردش به جا آورد و سفارشهايى به او فرمود:
١. «لا تكونن مكثارا بالنطق مهذارا، فإن كثرة النطق تشين العلماء، و تبدى مساوى السخفاء؛[٢]
«هرگز پرگو و ياوهگو مباش؛ زيرا پرگويى، دانايان را لكّهدار مىكند و بدىهاى سبك مغزان را آشكار مىسازد.»
٢. «يابن عمران، لا تعيرن أحدا بخطيئة، و ابك على خطيئتك؛[٣]
«اى پسر عمران! هيچ كس را به واسطه گناهى سرزنش مكن و بر گناه خويش گريه كن.»
٣. «يا موسى، تفرغ للعلم إن كنت تريده، فإن العلم لمن تفرغ؛[٤]
اى موسى! اگر دانش مىخواهى، خود را وقف آموختن آن كن؛ زيرا دانش از آنِ كسى است كه تمام وقتِ خود را صرف آموختن آن كند.»
٤. «إلزم ما لا يضرك معه شىء كما لا ينفعك من غيره شىء، و إياك و اللجاجة و المشى إلى غير حاجة و الضحك فى غير تعجب؛[٥]
به چيزى تمسّك كن كه با وجود آن، چيزى به تو زيان نزند؛ همان گونه كه بدون آن، هيچ چيز به تو سودى نمىرساند. از خيره سرى بپرهيز و از رفتن در پى چيزى كه بدان نيازى ندارى، دورى كن و بىسبب و بدون تعجّب مخند.»
٥. «إن أحب الأمور إلى الله عزوجل ثلاثة: ألقصد فىالجدة، و العفو فىالمقدرة و الرفق بعباد الله، و ما رفق أحد بأحد فىالدنيا إلا رفق الله عزوجل به يوم القيامة؛ و رأس الحكمة مخافه الله تبارك و تعالى؛[٦]
محبوبترين كارها نزد خداوند سه كار است: ميانهروى هنگام رفاه، گذشت در هنگام قدرت و مدارا با بندگان خدا. هيچ كس در دنيا با كسى مدارا نمىكند؛ مگر اينكه خداى متعال در روز قيامت با او مدارا مىكند و ترس از خداوند متعال، ريشه و اساس حكمت است.»
پىنوشتها:
[١]. سوره كهف (١٨)، آيات ٦٦- ٦٧.
[٢]. منتخب ميزان الحكمه، ح ١٢٠٥٥٨٩.
[٣]. همان، ح ١٢٠٤٧٣٧.
[٤]. همان، ح ١٢٠٤٥٢٢.
[٥]. چهل حديث گهرهاى قدسى، ح ١٦٣٨.
[٦]. همان، ح ١٦٣٩.