ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - ١- ٣ اصل دعوت و جهاد
پيامبر اكرم (ص) روابط گستردهاى را از سال ششم هجرى قمرى با جوامع، ملّتها و دولتها برقرار كرد كه آثار عمده آن بعد از وفات آن حضرت در دوران خلفا به ظهور پيوست. نامههاى آن حضرت به سران ديگر كشورها و انعقاد قراردادهاى متعدّد با اقوام و قبايل مستقلّ عرب، پيمان صلح دائمى با نصاراى نجران، از دلايل اهتمام آن حضرت به برقرارى روابط صلحجويانه با ديگر ملّتها بود كه به عنوان يكى از ابتكارهاى ارزنده آن حضرت، در زمينه روابط بين المللى،
قالبى نو در تاريخ مطرح مىشود.
يكى از ابعاد سيره پيامبر (ص)، در روابط خارجى و راز و رمز موفّقيت ايشان بوده؛ به ويژه آنكه آن حضرت با وجود فشارها و مشكلات طاقتفرسا موفّق گرديد، در مدّت كوتاهى اسلام را به بيرون از مرزهاى جزيرة العرب توسعه دهد. به اين ترتيب اندام بزرگ تمدّنهاى عظيم به لرزه درآمد و اتّكال به اصل دعوت، نفى سبيل و عزّت اسلامى و صلح و همزيستى مسالمتآميز در التزام به قراردادها و احترام به پيمانها، مبناى رفتارى تاريخى را رقم زدند. نظام حقوقى اسلام و اجراى مقرّرات بشر دوستانه در زبان و كردار آن حضرت، به خوبى و در نهايت درايت و تدبير شايسته پياده شد و بعد از هزار و چهارصد و اندى از ظهور اسلام، به جرئت مىتوان گفت: رفتار و سيره پيامبر اكرم (ص) يك خطّ مشى با اصالت و پرمحتوا را در روابط بين المللى حكومت اسلامى قوام بخشيده است.
١. زمينههاى آغاز ايجاد ارتباط با ملل ديگر
از آنجا كه تدوين سياستهاى خارجى هر دولت بر گرفته و برانگيخته از سياست و اوضاع اقتصادى داخلى آن كشور است و اگر دولتى از جهت اوضاع داخلى در آرامش و امنيت نباشد، سياستهاى خارجى و نظام بينالمللى براى او چندان اهمّيتى ندارد، زمينه لازم براى ايجاد ارتباط خارجى نيز در سال ششم هجرت براى پيامبر (ص) فراهم شد. بعد از مدّتها درگيرىهاى نظامى داخلى كه يهوديان علل ايجاد آن بودند و با سركوبى آنان به پايان رسيد و بسيارى از آنان به خارج از مدينه رفتند، درگيرىهاى خارجى نيز با كفّار قريش و همپيمانان آنان از قبايل مختلف عرب با انعقاد صلح حديبيه كه در قرآن از آن تعبير به فتح قريب شده است، پايان يافت. در نتيجه مدينه داراى آرامشى نسبى شد و پيامبر (ص) فرصت يافت تا به بخشى ديگر از مأموريت الهى كه همانا دعوت جهانيان به سوى يكتاپرستى و دين اسلام بود، جامه عمل بپوشاند.
٢. نگاهى به نظام بين المللى در دوره ظهور اسلام
نظام بين المللى[١] در آن برهه زمانى از امپراتورى «روم شرقى» و امپراتورى «ايران» و نيز دولتهاى كوچكى كه تابع يكى از اين دو قطب بودند، تركيب يافته بود. دولت «يمن»، «حيره» و حكومت «بحرين» تابع امپراتورى «ايران» و دولت ساسانى و دولتهاى غسّان و «حبشه» و «مصر»، تابع امپراتورى «روم» بودند كه اين دو امپراتورى بزرگ همواره در تقابل و رويارويى با هم بوده و با رسميت يافتن دين مسيحيت در روم شرقى (بيزانس)، درگيرىهاى دو كشور رنگ و بوى مذهبى نيز به خود گرفته بود؛ به گونهاى كه روم با اين انگيزه، خود را قيم هر سرزمينى مىدانست كه در آن مسيحيت رواج يافته و همواره بر سر اين مسئله ميان ايران و روم درگيرىهاى فراوانى رخ مىداد. بلادرنگ دول حيره و غسّان، فراروى جهان اسلام و جزيرةالعرب باب گشايش روابط اسلام با اين دو امپراتورى را فراهم مىنمايد. در اين دوران آيين زرتشتى در ايران دين رسمى بود و مخالفان (از مزدكيان) به سختى مورد تعقيب و آزار قرار مىگرفتند.
٣. اصول سيره پيامبر (ص) در روابط خارجى
با بررسى سيره پيامبر اعظم (ص) در روابط خارجى و اقدامات ديپلماتيك در زمانها و مكانهاى مختلف، مىتوان رفتارهاى گوناگون را مشاهده كرد كه هر كدام بر اساس اصول مشخّصى شكل گرفته، در جاى معينى نيز به كارگرفته شدهاند. همچنين براى اجراى آن، مكانيسمهاى خاص و روشهاى ويژه مورد استفاده رسول اعظم (ص) به كار برده شده است. مبانى رفتار پيامبر اكرم (ص) در روابط خارجى برگرفته از قرآن مجيد است و مهمترين اصول آن در عناوين زير و به اختصار ذكر مىشود.
١- ٣. اصل دعوت و جهاد
مسئله دعوت در آثار دينى مسلمانان از جايگاه والايى برخوردار است و يكى از مهمترين عنصر در روابط خارجى اسلام به شمار مىآيد. در متون دينى آمده است كه مسلمانان قبل از دعوت به توحيد و نبوّت، حقّ نبرد با كافران را ندارند و فقها آن را به عنوان يك اصل مسلّم در فقه پذيرفتهاند.[٢]
در متون حديثى، بابى به اين موضوع اختصاص يافته و روايات فراوانى در اهمّيت دعوت و نحوه و كيفيت آن گردآورى شده است.[٣]
پيامبر گرامى اسلام (ص) نيز در روابط خارجى و برخورد با سران كشورها به اصل دعوت، ارزش و اهمّيت فوق العادّه داده و آن را همواره به عنوان اوّلين و مهمترين مبناى روابط خارجى خويش قرار داده است.
امام على (ع) در روايتى مىفرمايد:
«هنگامى كه پيامبر مرا به يمن فرستاد، فرمود: يا على! اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند، بهتر از تمام آن چيزى است كه آفتاب بر آن مىتابد.»[٤]
از نامههايى كه به سران كشورهاى جهان، توسط پيامبر (ص) فرستاده شده است، به خوبى اهمّيت دعوت، در روابط خارجى آن حضرت روشن مىگردد؛ به طور مثال رسول خدا (ص) در نامهاى به كسرا، پادشاه ايران زمين چنين مىآورد:
«به نام خداوند بخشنده مهربان، از محمّد بن عبدالله رسول خدا به خسرو پرويز، بزرگ پارس: درود و ايمنى عذاب بر كسانى