ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣
به اسلام، مذاكره صلح و ترك مخاصمه با دشمن، مذاكره در مورد انعقاد قراردادهاى مربوط به غرامت و امضاى آنها، مذاكره در جهت ايجاد حسن تفاهم و جلب دوستى و انعقاد پيمان همكارى در زمينههاى مختلف با كشور محلّ مأموريت بوده است.
٢- ٤. تأليف قلوب
يكى از تكنيكهاى مؤثّر در اجراى سياست خارجى براى تحقّق اهداف و تأمين منافع، استفاده از ابزارهاى اقتصادى و مالى است. در اين راستا دولت استفاده كننده از اين ابزار، تلاش مىنمايد كه ديگر دولتها و ملّتها را به تغيير در سياستهاى خارجىشان وادار نمايد. بهرهگيرى از اين ابزار به عصر كنونى در روابط خارجى منحصر نيست؛ بلكه در گذشته نيز دولتها سعى كردهاند از اين طريق، ديگران را وادار به تسليم در مقابل خواستههاى خود كنند.[١]
پيامبر گرامى (ص) در روابط خارجى خود از ابزار اقتصادى نيز براى دعوت و هدايت مردم به دين مبين اسلام با عنوان تأليف قلوب استفاده مىنمود و در موارد متعدّدى از اين ابزار اقتصادى براى گسترش و توسعه اسلام بهره جسته و به رغم مخالفت ديگران در اين جهت سرمايهگذارى كرد؛ مثلًا در جنگ طائف، غنائم را به تازه مسلمانان بخشيدند.[٢]
٣- ٤. اعزام مبلّغان و ارسال پيام
در عرصه روابط خارجى، فعّاليتها به حوزه مذاكرات و چانهزنى محدود نمىشوند؛ بلكه همواره تلاش بر آن است كه از راه تبليغات و فعّاليتهاى فرهنگى، رفتارهاى طرف مقابل را تحت تأثير قرار داده و رفتارهاى مطلوب را در آنها شكل دهند.
به همين دليل يكى از ابزارهاى روابط خارجى، از حيث فرهنگى و تبليغاتى رسول خدا (ص) اعزام مبلّغان و دعوتكنندگان و فرستادن پيام به بزرگان قبايل و سران كشورها بود كه اين تبليغات به شيوههاى زير انجام مىپذيرفت.
الف) تماس مستقيم با افراد سران و هيئتهايى كه براى انجام مناسك حج به مكّه آمدند. پيامبر (ص) به رغم كارشكنىها و آزار مشركان، اين شيوه را به كار مىبستند و پيام و رسالت خويش را ابلاغ مىنمودند كه با اين روش، پيام به گوش افراد اقصا نقاط دنيا مىرسيد؛
ب) هجرت دو نوبته مسلمانان به حبشه كه انگيزه و ماهيت آن جنبه تبليغى داشت؛
ج) اعزام شخصيتهاى برجسته مسلمان، مانند معاذ بن جبل به يمن، على (ع) به يمن و ...؛
د) اعزام هيئتهاى تبليغى، مانند هيئتهايى كه به يمن، نجد و رجيع فرستادند.[٣]
ايشان در كنار اعزام مبلّغان، به ارسال پيامها و نامهها به سران قبايل و دولتهاى ديگر اهتمام جدّى داشتند؛ به گونهاى كه ايشان نامهها و پيامهاى متعدّدى به سران قبايل، كشورها و رهبران اديان و مذاهب فرستادند. برخى مورّخان اين نامهها را بيش از ٣٠٠ مورد دانستهاند.[٤]
٤- ٤. جنگ
در حقوق بين الملل، به برخورد ميان دو يا چند دولت كه در آن نيروهاى مسلّح طرفين درگير اقدامات خشونتآميز گردند، جنگ تعريف مىشود. هر چند اين تعريف شامل جنگ ميان افراد و قبايل نمىشود؛ چون مصداق دولت نيستند؛ ولى از آنجا كه از ديرباز جنگ و گريز وجود داشته، بنابراين مىتوان تعريف فوق را با عدم ذكر نام دولت به اصطلاح امروزى ما، به حاكميتهاى قرون گذشته نيز تعميم داد و بر اساس آن، رفتار مبتنى بر جنگ پيامبر عظيم الشأن (ص)
را مورد بحث و بررسى قرار داد.[٥]
پيامبر مكرّم (ص) هر چند در ابلاغ رسالت خود، اصل را بر دعوت مسالمتآميز گذارده بودند؛ امّا در پارهاى از مواقع، به سبب شرايط خاصّ سياسى و اجتماعى، شيوه مسالمتآميز دعوت آن حضرت، به جنگ و شيوه قهرآميز منجر مىشد، مانند رفتار پيامبر (ص) در قبال سران مشركان قريش كه به مخالفت شديد با آن حضرت برخاسته بودند. با بررسى و كنكاش در آيات، مىتوان دريافت كه اين رفتار، رفتار دفاعى بود نه تهاجمى و ماجراجويانه؛ زيرا پيامبر اكرم (ص) در طول سيزده سال اقامت در مكّه، از اصل دعوت بهره گرفت و در اين راه با توجّه به آزار و اذيتهاى مشركان از شيوه جنگى استفاده ننمود. بعد از بيعت، بخشى از مردم مدينه در عقبه اولى و ثانى و هجرت به مدينه و نيرومند شدن مسلمانان از سوى خداوند، دستور مقابله با كفّار قريش و استفاده از رفتار مبتنى بر دفاع دريافت گرديد و با نزول آيه «أُذِنَلِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ؛[٦] به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده، رخصت [جهاد] داده شده است؛ زيرا مورد ظلم قرار گرفتهاند و البتّه خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست.» اذن و رخصت دفاع و مقابله با دشمنان اسلام به جنگجويان داده شد؛ زيرا طبق اين آيه، آنان از دشمن سخت ستم كشيده و ظلم ديده بودند. به هر حال از آيات قرآن كريم چنين استفاده مىشود كه جنگ در مكتب اسلام تجويز شده و پيامبر اكرم (ص) نيز آن را به عنوان يك رفتار در روابط خارجى پذيرفته و از آن بهره جسته است؛ ولى با شرايط و قواعد خاصّى، مانند وجه قتال با مشركان و كفّار كه مقيد به جهاد فى سبيل الله است؛ جهاد با كسانى كه معترض و مهاجمند. با آنان بايستى جنگ و جهاد كرد تا شايد دشمنان و محاربان به تفاهم و پذيرفتن دعوت اسلامى گرايش يابند.
پىنوشتها:
[١]. نظام بين المللى محيطى است كه در آن واحدهاى سياست بين المللى عمل مىكنند؛ به طورى كه رفتارها، جبههگيرىها و نيّات و خواستههاى واحدهاى مزبور در آن تأثير مىپذيرد. اصول سياست خارجى در روابط بين الملل، عبداللّهى، قوام، انتشارات سمت، ص ٢٧ سال ١٣٧٠.
[٢]. طوسى، ج ٥، ص ٢٦٥ و ص ٥٢٠؛ ابن حلّى، ١٤١١ ق، ج ٢، ص ١٢.
[٣]. كلينى، ١٣٦٧، ج ٥، ص ٣٦.
[٤]. همان، ص ٢٨.
[٥]. احمدى ميانجى، ١٤١٩ ق، ج ٢، ص ٣١٦؛ ابن كثير، ١٤٨، ج ٤، ص ٣٠٦.
[٦]. مجلسى، ج ٢، ص ٣٨٦، احمدى ميانجى، ج ٢، ص ٣٩.
[٧]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٦٤.
[٨]. شكورى، ١٣٧٦، ص ٣١.
[٩]. ر. ك. همان، ص ٣٢٢.
[١٠]. سوره نساء (٤)، آيه ١٤١.
[١١]. سجادى، مقاله، ش ١٥، ص ١٧٣.
[١٢]. شيخ صدوق، ٤٠٤ آق، چ ٢، ج ٤، ص ٣٢٤.
[١٣]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٠٨.
[١٤]. عميد زنجانى، ١٣٧٩، ص ٢٧٤.
[١٥]. موسوى، ١٣٨٤، ص ٩٢.
[١٦]. سجّادى، مقاله، س ٥، ش ٢٠، ص ١٧٥.
[١٧]. قوام، ص ٢٠٧.
[١٨]. ابن هشام، ١٣٤١، ج ٢، ص ٣٢٤.
[١٩]. موسوى، ١٣٨٤، ص ١٠١.
[٢٠]. ميانجى، ١٣٦٣، ص ٥.
[٢١]. شيرخانى، مقاله، دعوت و جنگ و صلح در قرآن، جمله علوم سياسى، ص ٤، ش ١٥، ص ١٨٧.
[٢٢]. سوره حج (٢٢)، آيه ٣٩.