ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - ٢ به دست گرفتن زمام امور جامعه
كه در امم گذشته و صدر اسلام در امّت اسلام رخ داد و مردم را به انحراف و ضلالت كشاند، معمولًا به واسطه كسانى بود كه شناخت آنها نسبت به خدا و پيامبران، ضعيف و نادرست بود؛ امّت حضرت موسى (ع) به واسطه عدم شناخت صحيح وكافى از خدا و پيامبر، در آزمايش كوتاه و چهل روزه، شكست خورد و به دنبال سامرى وگوسالهاش راه افتاده و دست از بندگى خداوند عالم كشيده وگوساله را به عنوان معبود خود پذيرفتند.
بنابراين در دعاهاى رسيده از ائمه اطهار (ع) اين نكته خاطرنشان گرديده است كه در هر حال، انسان بايد شناخت خود را نسبت به خدا افزايش و با دعا و درخواست از خداوند متعال كمك بگيرد؛ زيرا شناخت صحيح معارف دينى، اعمّ از شناخت پيامبر و امام، بستگى به شناخت خداوند دارد. بنابراين سفارش شده است كه در هنگام دعا وكمك خواستن از خداوند، چنين بگوييم:
«اللهُمَّ عَرِّفْنِى نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللهُمَّ عَرِّفْنِى رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللهُمَّ عَرِّفْنِى حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِى؛[١]
خداوندا! خودت را به من بشناسان؛ زيرا اگر خودت را به من نشناسانى، فرستادهات را نخواهم شناخت. خداوندا! فرستادهات را به من بشناسان؛ زيرا اگر فرستادهات را معرفى ننمودى، حجّت تو را نخواهم شناخت. خداوندا! حجّت خود را به من بشناسان؛ زيرا اگر حجّتت را به من نشناسانى، از دينم منحرف خواهم گشت.»
مضمون اين دعاى شريف، شاهد گفتار ماست كه گفتيم اگر خدا را خوب بشناسيم، رسول خدا را نيز خواهيم شناخت و اگر پيامبر را شناختيم، امام وحجّت خدا، بعد از وى را نيز خواهيم شناخت.
در توضيح جملات اين دعا بايد گفت: معرفت خداوند متعال داراى مراتب و درجاتى است كه انسان تا حدّى به بركت فطرت و عقل مىتواند به آن دست يابد؛ ليكن معرفت صحيح و كامل را بايد به كمك پيامبران الهى و خلفاى راستين آنان كه بيانگر معارف دينى هستند، كسب كرد.
در اين موضوع از ائمه اطهار (ع) روايات فراوان رسيده است كه به يك نمونه از آن اشاره مىكنيم:
ابى حمزه ثمالى از امام باقر (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمودند:
«إِنَّمَا يَعْبُدُ اللهَ مَنْ يَعْرِفُ اللهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالا» (با توجّه به ذيل روايت، «هَكَذَا» اشاره به عبارت منحرفان از خطّ مستقيم ولايت ائمه اطهار (ع) است.)
«همانا كسى خدا را عبادت مىكند كه او را شناخته باشد؛ امّا كسى كه خدا را نشناسد، عبادت او از روى ضلالت و گمراهى انجام مىگيرد.»
ابوحمزه با شنيدن اين سخن از امام باقر (ع)، عرض كرد: معرفت خدا چيست؟
حضرت فرمرد: «معرفت خدا، تصديق خدا و تصديق رسول خدا و دوستى على بن ابى طالب و پيروى نمودن از او و ائمه هدا (ع) و بيزارى جستن از دشمنان آنها است. اين است معرفت صحيح خداوند عزّوجلّ.»[٢]
وجود امام معصوم موجب آرامش اهل زمين است
اگر شناخت صحيح نسبت به خداوند متعال از راه نزول وحى به وسيله حجّت و امام بعد از پيامبر انجام گيرد، به خوبى روشن مىشود كه وجود امام معصوم در ميان جامعه بشرى از جهات گوناگون موجب آرامش و امنيت براى ساكنان زمين است.
اينك به گوشهاى از آن جهات اشاره مىكنيم.
١. امنيت فكرى و روحى
امام و حجّت بر اساس اينكه مسئوليت هدايت و ارشاد جامعه را بر عهده دارد، از مرزهاى اعتقادى و فكرى جامعه اسلامى نگهبانى مىكند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدايت و ارشاد حجّت خداست كه انحرافات فكرى و عقيدتى كه موجب تزلزل فكرى و روحى جامعه است، از بين رفته و امنيت فكرى و روحى به وجود مىآيد.
٢. به دست گرفتن زمام امور جامعه
مسئوليت ديگر امام، به دست گرفتن زمام امور جامعه است كه در صورت فراهم شدن شرايط و امكانات كافى، امام زمام امور را به دست گرفته و قسط و عدالت همگانى را جايگزين بىعدالتىها- كه نظم و آرامش اجتماعى را بر هم مىزند- مىنمايد؛ در نتيجه اهل زمين از آرامش و ثبات برخوردار مىگردند.
اگر مىبينيم كه امام از تصرّف ظاهرى در اداره امور جهان خوددارى مىكند، به واسطه عدم وجود شرايط و مقدّمات لازم است و خوددارى از تصرّف ظاهرى در امور، چيزى نيست كه منحصر به حضرت حجّت (ع) باشد؛ بلكه امامان پيشين نيز چنين بودند، چنانكه در تاريخ زندگانى حضرت اميرالمؤمنين (ع) مىبينيم كه آن حضرت بيش از بيست و پنج سال در امور اجرايى دخالت و تصرّف نكردند، در عين حال كه از اوّلين لحظه ارتحال پيامبر گرامى اسلام (ص) واجد تمام شرايط زعامت جهان بشريت بودند و علاوه بر آن، از طرف خدا و پيامبر (ص) نيز به مقام ولايت و امامت بر مردم انتخاب شده بودند؛ ليكن وقتى موضوع غصب خلافت پيش آمد، جامعه اسلامى به واسطه كوتاهى و سهلانگارى عدّهاى و نفاق و دشمنى عدّهاى ديگر، از بركات وجود امام و رهبرى معصوم محروم ماند.
اگر امروز اجتماع ما از بركات تصرّف مستقيم امام و حجّت خدا محروم است، مربوط به كوتاهى مسلمانان صدر اسلام و نيز به سبب غفلتهاى جامعه خود ما نيز مىباشد.
توضيح اينكه مسئول دخالت نكردن و تصرّف ننمودن ائمه اطهار (ع) درگذشته و حال، مردمى هستند كه از اطاعت پيشوايان راستين اسلام سرباز زدند و به مخالفت با آنان برخاستند. اميد است روزى فرا رسد كه جامعه اسلامى و مردم جهان به اين حقيقت پى ببرند كه براى دست يافتن به عالىترين مدارج تكامل انسانى، ناگزيرند از انسانى كامل و معصوم كه واجد تمام شرايط رهبرى در ابعاد مختلف زندگى انسان است، اطاعت و پيروى كنند، در اين صورت است كه زمينه و شرايط براى تصرّف مستقيم حجّت و ولى خدا فراهم مىگردد و امام با اذن خداوند متعال ظاهر خواهد گشت و زمين را از عدل و قسط پر كرده و ظلم و بيداد را از بين مىبرد؛ چنانكه