ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - تفسير كارهاى حضرت خضر (ع)
تفسير كارهاى حضرت خضر (ع)
مهمترين مسئلهاى كه دانشمندان بزرگ را در اين داستان به خود مشغول ساخته، ماجراهاى سهگانهاى است كه اين مرد عالم در برابر موسى (ع) انجام داد، موسى چون از باطن امر آگاه نبود، زبان به اعتراض گشود؛ ولى بعداً كه توضيحات استاد را شنيد، قانع شد. سؤال اين است كه آيا واقعاً مىتوان اموال كسى را بدون اجازه او معيوب كرد، به دليل آنكه غاصبى آن را از بين نبرد؟ و آيا مىتوان نوجوانى را به دليل كارى كه در آينده انجام مىدهد، مجازات كرد؟! و آيا لزومى دارد كه براى حفظ مال كسى ما به طور رايگان زحمت بكشيم و بيگارى كنيم؟! در برابر اين سؤالها بايد گفت:
ما در اين جهان، داراى دو نظام هستيم: نظام تكوين و نظام تشريع، گر چه اين دو نظام در اصول كلّى هماهنگ مىباشند؛ ولى گاه مىشود كه در جزئيات از هم جدا مىشوند. مثلًا خداوند براى آزمايش بندگان آنها را مبتلا به خوف (ناامنى) و نقص اموال و ثمرات، از بين رفتن نفوس و عزيزان مىكند تا معلوم شود، چه اشخاصى در برابر اين حوادث صابر و شكيبا هستند. آيا هيچ فقيهى يا حتّى پيامبرى مىتواند اقدام به چنين كارى بكند؛ يعنى اموال و نفوس و ثمرات و امنيت را از بين ببرد تا مردم آزمايش شوند يا اينكه خداوند بعضى از پيامبران و بندگان صالح خود را به عنوان هشدار و تربيت در برابر ترك اولى گرفتار مصيبتهاى عظيم نمايد، همچون مصيبت يعقوب به خاطر كم توجّهى به بعضى از مستمندان يا ناراحتى يونس به خاطر يك ترك اولاى كوچك. آيا كسى حق دارد به عنوان مجازات و كيفر، اقدام به چنين كارى كند؟ يا اينكه مىبينيم گاهى خداوند نعمتى را از انسان به دليل ناشكرى مىگيرد، مثلًا شكر اموال را به جاى نياورده، اموالش در دريا غرق مىشود يا شكرانه سلامتى را به جا نياورده، خدا سلامت را از او مىگيرد. آيا از نظر فقهى و قوانين تشريعى كسى مىتواند به خاطر ناشكرى اموال ديگرى را نابود كند و سلامت را مبدّل به بيمارى كند. نظير اين مثالها فراوان است و مجموعاً نشان مىدهد كه جهان آفرينش مخصوصاً آفرينش انسان بر اين نظام احسن استوار است كه خداوند براى اينكه انسان راه تكامل را بپيمايد، قوانين و مقرّراتى براى او از نظر تكوين قرار داده كه تخلّف از آنها، عكسالعملهاى مختلفى دارد؛ در حالى كه از نظر قانون شرع نمىتوانيم همه آنها را در چارچوب اين قوانين بريزيم.