ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - سرگذشت شگفت انگيز خضر و موسى (ع)
سرگذشت شگفت انگيز خضر و موسى (ع)
يكى از زيباترين و آموزندهترين داستانهاى قرآنى داستان رابطه خضر نبى (ع) و حضرت موسى (ع) است. اين داستان زيبا را از زبان قرآن كريم مىخوانيم:
خداوند در سوره كهف مىفرمايد:
«وَإِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً؛[١]
به خاطر بياور هنگامى كه موسى به دوست خود گفت: من دست از طلب برنمىدارم تا به محلّ تلاقى دو دريا برسم، هر چند مدّت طولانى به راه خود ادامه دهم. هنگامى كه به محلّ تلاقى آن دو دريا رسيدند، ماهى خود را (كه براى تغذيه همراه داشتند) فراموش كردند و ماهى راه خود را در پيش گرفت (و روان شد). هنگامى كه از آنجا گذشتند، موسى به يار همسفرش گفت: غذاى ما را بياور كه از اين سفر، سخت خسته شدهايم. او گفت: به خاطر دارى هنگامى كه ما به كنار آن صخره پناه برديم (و استراحت كرديم) من در آنجا فراموش كردم جريان ماهى را بازگو كنم. اين شيطان بود كه ياد آن را از خاطر من برد، ماهى به طرز شگفتانگيزى راه خود را در دريا پيش گرفت! (موسى) گفت اين همان است كه ما مىخواستيم و آنها از همان راه بازگشتند؛ در حالى كه پىجويى مىكردند».
مفسّران در شأن نزول آيات فوق نقل كردهاند؛ جمعى از قريش خدمت پيامبر (ص) رسيدند و از عالمى كه موسى (ع) مأمور به پيروى از او شد، سؤال كردند، آيات