ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥ - قطره كوچكى از علم بيكران حضرت على (ع)
شاهكار پاسخ اميرالمؤمنين به سؤال علم بهتر است يا ثروت جمعيت زيادى دور حضرت على (ع) حلقه زده بودند. مردى وارد مسجد شد و در فرصتى مناسب پرسيد:
- يا على! سؤالى دارم. علم بهتر است يا ثروت؟
على (ع) در پاسخ گفت: «علم بهتر است؛ زيرا علم ميراث انبياست و مال و ثروت ميراث قارون، فرعون، هامان و شدّاد.»
مرد كه پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سكوت كرد. در همين هنگام مرد ديگرى وارد مسجد شد و همانطور كه ايستاده بود، بلافاصله پرسيد:
- اباالحسن! سؤالى دارم، مىتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: «بپرس!» مرد كه آخر جمعيت ايستاده بود، پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟
على (ع) فرمود: «علم بهتر است؛ زيرا علم تو را حفظ مىكند؛ ولى مال و ثروت را تو مجبورى حفظ كنى.»
نفر دوم كه از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا كه ايستاده بود نشست.
در همين حال سومين نفر وارد شد، او نيز همان سؤال را تكرار كرد و امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ زيرا براى شخص عالم دوستان بسيارى است؛ ولى براى ثروتمند دشمنان بسيار!»
هنوز سخن امام به پايان نرسيده بود كه چهارمين نفر وارد مسجد شد. او در حالى كه كنار دوستانش مىنشست، عصاى خود را جلو گذاشت و پرسيد:
- يا على! علم بهتر است يا ثروت؟
حضرت على (ع) در پاسخ به آن مرد فرمودند: «علم بهتر است؛ زيرا اگر از مال انفاق كنى كم مىشود؛ ولى اگر از علم انفاق كنى و آن را به ديگران بياموزى بر آن افزوده مىشود.»
نوبت پنجمين نفر بود. او كه مدّتى قبل وارد مسجد شده بود و كنار ستون مسجد منتظر ايستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تكرار كرد. حضرت على (ع) در پاسخ به او فرمودند: «علم بهتر است؛ زيرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخيل مىدانند؛ ولى از عالم و دانشمند به بزرگى و عظمت ياد مىكنند.»
با ورود ششمين نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجّب او را نگاه كردند. يكى از ميان جمعيت گفت: حتماً اين هم مىخواهد بداند كه علم بهتر است يا ثروت! كسانى كه صدايش را شنيده بودند، پوزخندى زدند. مرد، آخر جمعيت كنار دوستانش نشست و با صداى بلندى شروع به سخن كرد:
يا على! علم بهتر است يا ثروت؟
امام نگاهى به جمعيت كرد و گفت: «علم بهتر است؛ زيرا ممكن است مال را دزد ببرد، امّا ترس و وحشتى از دستبرد به علم وجود ندارد.» مرد ساكت شد.
همهمهاى در ميان مردم افتاد، چه خبر است امروز! چرا همه يك سؤال را مىپرسند؟ نگاه متعجّب مردم گاهى به حضرت على (ع) و گاهى به تازه واردها دوخته مىشد.
در همين هنگام هفتمين نفر كه كمى پيش از تمام شدن سخنان حضرت على (ع) وارد مسجد شده بود و در ميان جمعيت نشسته بود، پرسيد:
- يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟
امام (ع) فرمودند: «علم بهتر است؛ زيرا مال به مرور زمان كهنه مىشود؛ امّا علم هر چه زمان بر آن بگذرد، پوسيده نخواهد شد.»
در همين هنگام هشتمين نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسيد كه امام (ع) در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ براى اينكه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش مىماند؛ ولى علم، هم در اين دنيا و هم پس از مرگ همراه انسان است.»
سكوت، مجلس را فرا گرفته بود، كسى چيزى نمىگفت. همه از پاسخهاى امام شگفتزده شده بودند كه ... نهمين نفر هم وارد مسجد شد و در ميان بهت و حيرت مردم پرسيد:
- يا على! علم بهتر است يا ثروت؟
امام در حالى كه تبسّمى بر لب داشت، فرمود: «علم بهتر است؛ زيرا مال و ثروت انسان را سنگدل مىكند؛ امّا علم موجب نورانى شدن قلب انسان مىشود.»
نگاههاى متعجّب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار كه انتظار دهمين نفر را مىكشيدند. در همين حال مردى كه دست كودكى در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتى خرما در دامن كودك ريخت و به روبهرو چشم دوخت. مردم كه فكر نمىكردند ديگر كسى چيزى بپرسد، سرهايشان را برگرداندند، كه در اين هنگام مرد پرسيد:
- يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟
نگاههاى متعجّب مردم به عقب برگشت. با شنيدن صداى على (ع) مردم به خود آمدند:
«علم بهتر است؛ زيرا ثروتمندان تكبّر دارند، تا آنجا كه گاه ادّعاى خدايى مىكنند؛ امّا صاحبان علم همواره فروتن و متواضعند.» فرياد هياهو و شادى و تحسين مردم مجلس را پر كرده بود.
سؤال كنندگان، آرام و بىصدا از ميان جمعيت برخاستند. هنگامىكه آنان مسجد را ترك مىكردند، صداى امام (ع) را شنيدند كه مىگفت: «اگر تمام مردم دنيا همين يك سؤال را از من مىپرسيدند، به هر كدام پاسخ متفاوتى مىدادم.»
منبع: كشكول بحرانى، ج ١، ص ٢٧. به نقل از امام على بن ابى طالب (ع)، ص ١٤٢.