ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - چشم انداز قيام حضرت مهدى (ع) در سرزمين شامات
جنگ جهانىاى كه پيش از ظهور روى داده، ضعيف، فرسوده و بىرمق شدهاند. سفيانى خطّ مقابله و سپر براى اين دولتهاست، به ويژه در «فلسطين» كه كانون بحران در «خاورميانه»، پيش از ظهور است و اين گردهمايى باعث ايجاد فتنهانگيزى و بحرانهايى در مرزهاى شمالى عراق مىشود. به همين دليل، امام مهدى (ع) لشكريانش را براى مقابله با آنها مهيا مىكند. امام مهدى (ع) در منطقه «مرج عذراء» اردو مىزند و بعيد به نظر نمىرسد كه شورش و انقلابى مردمى در سرزمين شام، منجر به عقبنشينى و برگشت سفيانى به فلسطين شود و او همراه با سپاهيانش در آنجا تجمّع كنند تا براى جنگ بزرگ فتح «قدس» آماده شوند؛ زيرا روايات مىگويند كه امام در مرج عذراء[١] اردو مىزند و در آن حال، سفيانى در «رمله» است. امام باقر (ع) مىفرمايند:
«سپس مهدى (ع) به همراه يارانش به مرج عذراء مىآيد. در اين زمان مردم زيادى به او پيوستهاند و سفيانى در اين هنگام در رمله است تا اينكه اين دو سپاه به هم مىرسند و آن، روزِ جاىگزينى و عوض و بدل است. شمارى از شيعيانى كه با سفيانى بودند، به سپاه امام مىپيوندند. شمارى از كسانى كه با آل محمّد (ص) بودند، به سفيانى مىپيوندند. هر يك به اردوگاه خود مىپيوندند و زير پرچمهاى خود مىروند و آن روز، روزِ عوض و بدل و جاىگزينى است.»[٢]
امام (ع) براى اينكه حجّت بر آن لشكريان تمام شود، تلاش مىكند كه با آنان گفتوگو كند تا شايد برخى از آنها هدايت شوند و پايههاى جبهه داخلى آنها به لرزه در آيد. به همين دليل سفيانى را دعوت به مذاكره مىكند. ابن حماد مىگويد:
سفيانى دعوت مهدى (عج) را مىپذيرد و با ايشان مذاكره مىكند. كارها را به ايشان مىسپارد و با ايشان بيعت مىكند. هنگامى كه سفيانى نزد ياران خود بازمىگردد، [بنى] كلب او را پشيمان مىكنند و او مىخواهد پيمان خود را بشكند. امام سپاه خود را براى جنگ با او آماده مىكند و او را شكست مىدهد و در نهايت خداوند به وسيله او روم را شكست مىدهد.[٣]
عبارت پايانى اين حديث، يعنى عبارت: «خداوند به وسيله او روم را شكست مىدهد»، اشاره به اين دارد كه نيروهاى روم و يهوديان و ديگران براى مقابله با موج گسترش اسلام، از سفيانى حمايت مىكنند. اسلامى كه از «شبه جزيره» و سرزمين «شام» آغاز شده است و آسياب جنگهايى وحشتناك ميان دو طرف (بين مسلمانان از يك جهت و باقىماندههاى لشكر كفر از روم و يهوديان و ديگر مردمان) به حركت در مىآيند و به همين دليل، در حديثى كه مسلم، ترمذى و احمد بن حنبل آن را از رسول الله (ص) روايت كردهاند، آمده است كه ايشان فرمودند:
«قيامت برپا نمىشود؛ مگر اينكه مسلمانان و يهودىها به جنگ بپردازند و مسلمانان، آنان را به قتل برسانند.[٤]
خداوند متعال در «قرآن كريم» مىفرمايد:
«وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً؛[٥]
و در كتاب [آسمانىشان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعاً به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خواست، پس آنگاه كه وعده [تحقّق] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى را از خود، كه سخت نيرومندند، بر شما مىگماريم تا ميان خانهها [يتان براى قتل و غارت شما] به جستوجو در آيند و اين تهديد، تحقّق يافتنى است. پس از چندى، دوباره شما را بر آنان چيره مىكنيم و شما را با اموال و پسران يارى مىدهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مىگردانيم. اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كردهايد و اگر بدى كنيد، به خود [بد نمودهايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد [تان] چنانكه بار اوّل داخل شدند [به زور] در آيند و به هر چه دست يافتند، يكسره [آن را] نابود كنند».
عياشى در تفسير اين آيه، به نقل از حمران و او از امام محمّدباقر (ع) نقل كرده كه او گفت: امام اين آيه را قرائت فرمودند:
«بعثنا عليكم عباداً لنا اولى بأسٍ شديدٍ»، سپس فرمودند: «او قائم و يارانش هستند كه داراى قدرت زيادى هستند».[٦] امام مهدى (ع) «قدس» را آزاد مىكند، اوّلين قبله مسلمانان را به صاحبان حقيقىاش بازمىگرداند و زمين را پس از آنكه شاهد ظلم و ستمهاى زيادى بوده، پر از عدل و داد مىكند. چرخ لشكر كفر و نفاق از حركت باز نمىايستد؛ بلكه دولتها و حكومتهاى حامى سفيانى، خود را آماده مىكنند تا بار ديگر به مسلمانان حمله كنند. ظاهراً حضرت عيسى (ع) پس از آزادى «قدس» به زمين فرود مىآيد؛ زيرا روايات درباره نقش ايشان در اين جنگ چيزى نگفتهاند؛ بلكه بر نقش ايشان پس از اين جنگ تأكيد كرده و گفتهاند كه ايشان فرود مىآيند و پشت سر مهدى (عج) نماز مىخوانند. روايت بيان مىكند كه:
«در روز جمعه و هنگام برگزارى نماز، عيسى بن مريم (ع) در آن لحظه، از آسمان فرو مىآيد و دو لباس قرمز بر تن دارد كه از سرش روغن قطره قطره مىچكد و او مردى خوشمنظر و سفيد چهره است و بسيار به ابراهيم (ع) شباهت دارد. مهدى (ع) مىآيد و با ايشان مصافحه مىكند و مژده پيروزى را به ايشان مىدهد. در اين هنگام مهدى (عج) به او گويد: جلو بيا، اى روح خدا و براى مردم نماز بگزار و عيسى (ع) مىگويد: بلكه [امام جماعت بودن] براى توست، اى فرزند رسول خدا!»[٧]
مستور بن غيلان به ايشان عرض كرد: امام مردم در آن روز كيست؟ پيامبر (ص) جواب داد: «مهدى (عج) از فرزندان من است.»[٨]
پىنوشتها:
[١]. «مرج عذراء» روستايى در دمشق است.
[٢]. تفسير العيّاشى، ج ١، ص ٦٦.
[٣]. كتاب الفتن مروزى، ص ٢١٨.
[٤]. مسند احمد، ج ٢، ص ٤١٧.
[٥]. سوره اسراء (١٧)، آيات ٤- ٧.
[٦]. تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ١٣٨.
[٧]. مرندى، ابوالحسن، مجمع النورين و ملتقى البحرين، ص ٢٨٣.
[٨]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٨٠.