ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - مثلث خونين، ائتلاف «صليب، سلفى و صهيون»
بر سر ساكنان غرب آوار ساختهاند تا از رود گلآلود، ماهى مطلوب خويش را صيد كنند.
آنان مىدانند چنانچه فرصت را از دست داده و آخرين فصل از سناريوى جعلى حكومت جهانى خود را به اجرا نگذارند، براى هميشه فرصت را از دست خواهند داد؛
٣. موضوع سوم فراروى ائتلاف صليب و صهيون، احتمال وقوع واقعه شريف ظهور منجى موعود از شرق اسلامى است. مطالعات گسترده انجام شده در مجامع و آكادمىهاى غربى درباره رويكرد منجىگرايانه مسلمانان، احتمال وقوع اين واقعه را نزد آنان پر رنگ ساخته است؛ هر چند در تفسير مغرضانه خود، از اين واقعه به مثابه سر برآوردن دجّال از شرق ياد مىكنند.
پر واضح است چنانچه «بحران همه جانبه عارض شده بر حوزه تمدّنى غرب»، چونان آتشفشانى در همان سرزمين فوران كند، سوزندگىاش اثرى از آن حوزه و جمله خيالات بلند پروازانه ائتلاف صليب و صهيون نخواهد گذاشت. از اين رو، غرب تنها از طريق انتقال بحران از غرب به شرق اسلامى مىتواند خود را از مشكل مهلك اوّل برهاند. از اين روست كه به نظر مىرسد، يكى از دلايل بحرانى شدن سلسله وقايع سياسى و نظامى در اين منطقه، با موضوع انتقال بحران از غرب به شرق، ارتباط نزديك داشته باشد و در اين ميان، جماعتى به نيابت از طرف ائتلاف صليب و صهيون، به اميد همراهى با آنها و به دليل تعهّدات ويژه و پنهان در قبال آن ائتلاف، وظيفه آتش زدن منطقه را عهدهدار شدهاند. از همين جاست كه از ائتلاف اوّل، مثلث خونين ائتلاف «صليب، سلفى و صهيون» سر بر آورده است.
نبايد از ياد برد كه سران مجامع مخفى از طريق اعضاى خود در محافل وابسته مانند: ايلوميناتى، فراماسونرى، بيلدربرگها، شواليههاى مالت و ... سكّان هدايت و كنترل منظومه سياسى اقتصادى كشورهاى غربى و دول دست نشانده در ساير مناطق جهان را در اختيار دارند. بسيارى از سران دول مسلمان شرقى نيز خود را از طريق محافل فرعى به جرگه اين مجامع پيوند زده و بخش كوچكى از همان منظومه را تشكيل مىدهند.
مطالعه دقيق درباره «مجامع مخفى» و تشكيلات آنها در هدايت، مديريت و كنترل جهان سياست در عصر حاضر، پرده از آنچه كه از آن به عنوان «منظومه سياسى، اقتصادى جهانى غرب» و اقمار شرقى آن، كه به گِردش به طواف آمدهاند، ياد كردم، بر مىدارد.
از نيمه دوم قرن بيستم ميلادى و با باز شدن پاى جناح راست مسيحى در سياست «ايالات متّحده آمريكا»، بسيارى از رؤساى جمهورى آمريكا (رونالد ريگان، جرج دبليو بوش و ...) متأثّر از آموزههاى كليساهاى بنيادگرا و مسيحيان صهيونيست، گفتمان ويژهاى را با محوريت موضوع آخرالزّمان و ظهور قريب الوقوع حضرت مسيح (ع) و ضرورت آماده شدن براى جنگ محتوم آرمگدون در صحراى «مجدّو» واقع در «فلسطين» اشغالى، در سياست خارجى خود وارد ساختند و فراتر از ميادين سياسى و اقتصادى، هزينه مداخلات نظامى در شرق اسلامى (افغانستان، عراق و ...) را هم برايش پرداختند.
نفوذ سياسى بنيادگرايان در آمريكا در كنار هزاران رسانه صوتى و تصويرى و مبلّغان زبردست تربيت شده كليساهاى انجيلى، باعث بسط اين گفتمان در لايههاى مختلف حيات اجتماعى آمريكا و «انگليس» شد و از اين مسير، زمينههاى پذيرش شرايط آخرالزّمانى مورد ادّعاى مبلّغان و ضرورت ورود به وقايعى سهمگين چون «پروژه آرمگدون» را فراهم آورد.
در اين باره «موعود»، طى سالهاى گذشته مقالات مستند بسيارى را منتشر ساخته كه قابل مراجعه است.
مىخواهم عرض كنم كه ساكنان غرب مسيحى، به ويژه ايالات متّحده آمريكا، پيشتر و بيشتر از ما درباره بحرانهاى سهمگين و چند وجهى آخرالزّمان آگاهى دارند و حسب سناريوى بيان شده از طريق مبلّغان بنيادگرا و حتّى سينماى آخرالزّمانى هاليوود، تصويرى