ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - مثلث خونين، ائتلاف «صليب، سلفى و صهيون»
نظامى و امنيتى غربى بشناسيم. آنها كه هر از چندى از مجراى احزاب سياسى سر برمىآورند، براى مدّتى بر صدر دولتهاى غربى مىنشينند. اينان بيرونىترين لايه حكمرانى در جهان مايند، اينان آلت فعل و عمله ظلمه لايه دومى هستند كه پنهان از چشم خلق روزگار، شهوت نام و عنوان را در خود كشته و با نهانروشى، گوشه لژهاى مجامع مخفى ماسونى و ايلوميناتى را بر تخت سلطنت ترجيح دادهاند تا با انگشت اشاره چون شطرنج بازى ماهر، مهرهها را جابهجا كرده و با صبورى، مترصّد فرصت بمانند و حريف را مات كنند.
اين فرمانى برخاسته از تلمود بنىاسرائيلى است كه از پيروان خود مىخواهد همواره چونان مار سر را در سوراخ پنهان كرده و دُم را نمايان كنند تا چنانچه دُم زده شد، سر سالم بماند و دُمى ديگر براى خود بسازد.
مردان صحنه سياسى دم آشكار مار زهراگين مجامع مخفى بنىاسرائيلىاند.
عدّه محدودى در جهان امروز از عمل و نقش اين جماعت مطّلعند. آنچه در بازىهاى نوجوانانه نيز از علائم و نشانههاى فراماسونرى به ما نمايانده مىشود، حقيقت و ماهيت پنهان اين جريانات مخوف نيست. اين هم خود، بازى مشغول كنندهاى بيش نيست.
امّا، لايه سوم و اصلى، پيچيدهتر از لايه دومى، پنهانتر از آن و تعيين كنندهتر در كار بازى قدرت است كه دربارهاش سخن نمىگوييم. ائتلاف «صليب و سلفى و صهيون»، نه ائتلاف مردان سياسى آشكار در صحنه، بلكه ائتلاف مجامع مخفى و نمايندگان لژنشين آنهايند كه به فرمان مادر، يعنى اشرار يهود پاى در ميدان عمل نهادهاند. مردان اين لايه، عمرى به درازاى قرون و عزمى جزم و ثابت براى سيطره تمام بر جهان مؤمنان و مستضعفان و كينهاى به ژرفاى كينه ابليس درباره خداوند، اديان و انسان دارند.
در طول همه قرون، ابليس و يار ديرينش بنىاسرائيل مترصدّ انتقام از خدا و مؤمنان اديان بودهاند.
با مقدّمه ساختن همه آنچه بيان شد، مىخواهم عرض كنم، غرب و همراهان با غرب، (گروه ائتلاف) در شرايط تاريخى حاضر، خود را مواجه با سه موضوع مهم مىبينند:
١. بحرانى فراگير و گلوگير، سونامى وحشتناكى كه همه پهنهها را در مىنوردد و پيش مىآيد.
صورت ظاهر اين بحران در مناسبات اقتصادى، چنگال تيز خود را در غرب نشان داده است؛ امّا اين بحران چند وجهى و پيش رونده است. مخمورى بحران، حاصل شرابخوارى و خودكامگى بىحساب چهارصد ساله است كه اينك در همه حوزههاى فرهنگى و تمدّنى نمود يافته است. بايد اذعان داشت بحران مشروعيت حوزه فرهنگى و نظرى، بنياد و مادر ساير شعب و شقوق بحران هويت، اخلاق، مديريت، سياست و اقتصاد است كه تمدّن مدرن را در بنبست گرفتار آورده است.
بارزترين وجه آن، يعنى بحران اقتصادى، غرب را مستعدّ فروپاشى و قرار گرفتن در آستانه جنگى فراگير و خانمانسوز مىسازد.
دغدغه كنترل بحران يا انتقال دهانه آتشفشانى آن به منطقهاى ديگر مجال هر گونه موضعگيرى عاقلانه و انديشمندانه را از غرب گرفته است؛
٢. دومين موضوع فراروى سران پشتپرده ائتلاف صليب و صهيون كه اينك فرزندخوانده وهّابى سلفى خود را هم در كنار خويش آورده است، اجراى آخرين فصل از سناريوى حكومت جهانى بنىاسرائيلى است؛ همه آنچه كه طى قرون، انتظارش را مىكشيدند و براى محقّق ساختن آن همه مقدّمات و تمهيدات را فراهم آوردهاند.
احتمال از راه رسيدن رقيب قديمى، يعنى «بنىاسماعيل» از شرق اسلامى، شتابى دو چندان به برنامه عمل طالبان جهان تك حكومتى بنىاسرائيل بخشيده است.
در سابقه اقوام، تنها «بنىاسماعيل» و «بنىاسرائيلند» كه در دوردست افق ديد خود، حكومت جهانى را نگريسته و در پى تأسيس آنند؛ اوّلى به حق و مطابق وعده حق و دومى ناحق در پى اين امرند. بنىاسرائيل با تكيه بر مكر و حيله و با دسيسه سعى در محقّق ساختن اين آرزوى ديرين دارد؛ در حالى كه بنىاسماعيل در انتظار آن، روزگار مىگذراند.
دور از انتظار نيست كه هم آنان، با آگاهى از بحران محتوم براى اقدام و از بين بردن زمينه و ميدان عمل بنىاسماعيل به اين سونامى و بحران سرعت بخشيده تا شايد از طريق جرّاحى و پيش از تلف شدن فرصت، جنين ناقص الخلقة حكومت جهانى بنىاسرائيلى را به دنيا بياورد. اين سخن به اين معنى است كه بحران اقتصادى در اروپاى غربى، بحران زودهنگام و دستسازى است كه اشرار يهود