ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - نگرش مسيحيان به مسلمانان طى جنگ هاى صليبى
١١٢٤ م. و ديگرى، مرحله ايستادگى مسلمانان تا راندن اشغالگران در ٦٩١ ه. ش./ ١٢٩١ م. كه مرحله اخير در چهار دوره صورت گرفت و به نام چهار شهر مشهور شد. برخى نيز جنگهاى صليبى را به سه مرحله تقسيم كردهاند.
نگرش مسيحيان به مسلمانان طى جنگهاى صليبى
نويسندگان مسيحى سدههاى هشتم تا سيزدهم ميلادى، تصويرى مخدوش از اسلام ارائه كردهاند. از نظر آنها، اسلام، مذهبى غير صادق، متمايل به بتپرستى و نوعى بدعت مسيحى محسوب مىشد. آنان نه تنها نبوّت پيامبر اكرم (ص) را انكار كرده و او را ضدّ مسيح دانستهاند؛ بلكه ضعفهاى اخلاقى زيادى براى دين اسلام و پيامبرش بر شمردهاند، از جمله آنكه محمّد (ص) مطالب درستى از «عهد عتيق» و «عهد جديد» را در قرآن آورده؛ امّا پارهاى از بدعتها، نظير برخى از ويژگىهاى آيين مانويت و نيز مطالبى از خود را بدان افزوده است.
گمان مىرود ايجاد اين تصوير مخدوش از اسلام، عمدتاً واكنش مسيحيان در برابر برترى فرهنگى مسلمانان، به ويژه در اندلس بوده باشد. در آن دوران، مسيحيان تصوّر مىكردند كه نسبت به مسلمانان نه تنها از جنبه مذهبى، بلكه از نظر اخلاقى نيز برترند. در چشم مسيحيان حاضر در جنگهاى صليبى، مسلمانان جنگجويان خشنى به نظر مىآمدند، از اين رو تمسخر و ذكر نقاط ضعف مسلمانان و اسلام در قالب ترسيم و تحريف دين اسلام مطرح شد.
حتّى در منصفانهترين توصيفهاى قرون وسطايى از حيات حضرت محمّد (ص) نكات فراوانى مكتوم ماندهاند. از اين رو، توجّه مسيحيان در شناخت شخصيت پيامبر (ص) متمركز بود. يوحنّاى دمشقى و تئوفان معترف در ميان مورّخان بيزانسى مطالبى را ارائه دادند؛ امّا ادامه جنگهاى صليبى مانع از اطّلاع رسانى مستمر مىشد.
بدين ترتيب، مسيحيان سده دوازدهم ميلادى بينش كافى از اسلام نداشتند. با فتح جزيره «ايبرى» به دست صليبيون و تماس نزديك مسيحيان با مسلمانان، رهبران مسيحى به كسب اطّلاعات دقيقتر از مسلمانان پرداختند. در اين زمينه پدر آلفونسو كتاب «گفت و شنود با اسلام» را نوشت؛ امّا در اين باره پيتر معزّزPeter the Venerable رئيس «صومعه كلونى» با نوشتن رديهاى بر مطالب اسلام كه لازم مىديد مسيحيان، آن مطالب را باطل بدانند، قدم جدّىتر را برداشت. روبركتونى نيز ترجمهاى از قرآن تهيه كرد. توماس آكويناس و پيتر معزّز به دنبال تغيير ديانت مسلمانان بودند، خصوصاً آنهايى كه تحت حاكميت مسيحيان اسپانيا قرار داشتند.
با گسترش اسلام در ميان مسيحيان، برداشت مخدوش از اسلام بسيار كمرنگ شد و افرادى مانند پيتر معزّز، برداشت جديدى از اسلام را در ديدگاه مسيحيان ارائه كردند. ادوارد گيبون نيز فصل پنجاهم كتاب «انحطاط و سقوط امپراتورى روم» را به بررسى