ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - وجه تسميه و مفهوم عبارت «جنگ صليبى»
همه چيز درباره جنگهاى صليبى
محمود كريمى شرودانى
در سال ١٠٩٥ م. جنگهاى صليبى ميان مسلمانان و مسيحيان آغاز شد.
جنگهاى صليبى به جنگهايى گفته مىشود كه در آن، مسيحيان با مسلمانان طى چندين دوره براى به دست آوردن «بيت المقدّس» مبارزه كردند.
نخستين كسى كه پرچم جنگ را برافراشت، مردى از افراد كليسا بود، به نام ادمار دو لوپويى. جنگهاى صليبى هشت جنگ است كه در جنگ اوّل و چهارم هيچ يك از پادشاهان اروپايى دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصيلزادگان بودند كه بر صليبىها فرمانروايى مىكردند. غير از جنگ اوّل در باقى جنگها مسيحيان از مسلمانان شكست خوردند.
در سال ١٠٩٥ م. پاپ اوربانوس دوم همه مسيحيان اروپايى را مجبور كرد تا عليه تركان مسلمان قيام كنند و شهر «اورشليم» (بيت المقدّس) واقع در «فلسطين» را اشغال كنند. در همان سال، سپاه بزرگى مهيا و رهسپار نخستين جنگ صليبى گرديد. عدّه زيادى از جنگجويان صليبى در طول سفر خطرناك از «اروپا» تا «خاورميانه» جان خود را از دست دادند. آنها كه زنده ماندند در سال ١٠٩٩ م. بيت المقدّس را تسخير كردند. بين سالهاى ١٠٩٩ م. تا ١٢٥٠ م. شش جنگ صليبى ديگر رخ داد؛ ولى در هيچ يك از آنها صليبيون موفّقيتى به دست نياوردند.
ن جنگها به دعوت مقامات «كليساى كاتوليك رومى» و همراهى و حمايت امپراتور «روم شرقى»، با اعلام هدف آزادسازى بيت المقدّس (اورشليم) و زادگاهحضرت مسيح (ع) و ديگر معالم مسيحى در فلسطين از دست مسلمانان و ايجاد دولتهاى صليبى در نقاط مختلف فلسطين صورت گرفت. جنگهاى صليبى مجموعاً هشت بار به وقوع پيوست. اروپاييان دست يافتن به ثروتهاى عظيم شرق را مطمح نظر داشتند و رسيدن به اهداف اقتصادى و اجتماعى نتايجى بسيار مهم و تأثيرات متقابل زيادى بر طرفين جنگ داشت.
وجه تسميه و مفهوم عبارت «جنگ صليبى»
تعبير «جنگ صليبى» معادل واژه انگليسىCrusade است كه خود از واژه اسپانيايىCruzada ( داراى نشانِ صليب) برگرفته شده است؛ زيرا شركتكنندگان مسيحى در اين جنگ، به دستور پاپ اوربانوس دوم (دوره پاپى: ٤٨١- ٤٩٢/ ١٠٨٨- ١٠٩٩)، منادى اينجنگها، بر روى شانه راست لباس يا زره خود نشان صليب مىدوختند. واژهCrusade در سده هجدهم ميلادى ابداع شد كه تاكنون نيز به كار مىرود. از نظر تاريخى، يك قرن بعد از شروع نخستين جنگ، در ٥٩٦ ه .. ق./ ١١٩٩ م. در زمان پاپ اينوكنتيوس سوم واژه لاتينىCrucesignati /Crusesignati به معناى «داراى نشان صليب» پديدار شد؛ ولى در آغاز اين نبردها، مهاجمان، حُجّاج ناميده مىشدند، مورخّان غربى معاصرِ نخستين جنگ صليبى نيز اغلب از واژههايى چون «سفر حج»، «حمله»، «سفر به سرزمين مقدّس»، «جنگ مقدّس»، «حمله صليب»، «حمله عمومى»، «طرح عيسى مسيح» استفاده كردهاند.
جنگهاى امپراتور بيزانس، نيكفوروس فوكاس و جانشين وى، يوحنّاى اوّل، ملقّب به زيميسكس (در عربى: ابن شِمِشقيق يا شمشقيق)، از معروفترينِ اين رويارويىها بوده است، برخى مورّخان، اكتشافات جغرافيايى غربيان و سپس فعّاليتهاى استعمارى آنها را استمرار همان جنگها مىدانند. از اين رو، نبردهاى مسيحيان بر ضدّ مسلمانان را در «اندلس»، صِقِليه (سيسيل) و جنوب «ايتاليا» در سدههاى چهارم- نهم/ دهم- پانزدهم كه از نظر كليسا جنبه قداست داشتند و نيز جنگهاى اروپاييان بر ضدّ دولت عثمانى، همدستى آمريكا، «فرانسه»، «انگلستان» و ايتاليا بر ضدّ جهان عرب و مسلمانان، تجاوز نيروهاى ايتاليا و فرانسه به «ليبى»، «الجزاير»، «تونس» و «مغرب» در قرن اخير و تأسيس رژيم صهيونيستى در فلسطين را تداوم جنگهاى صليبى مىشمارند، جمله مشهور ژنرال انگليسى، لرد النّبى، پس از شكست عثمانى در جنگ جهانى اوّل، هنگامىكه در ١٣٣٥ ه. ش./ ١٩١٧ م.
فاتحانه وارد قدس شد، همين نظر را تأييد مىكند، وى گفت: اكنون جنگهاى صليبى به پايان رسيد.
معمولًا مورّخان معاصر، جنگهاى صليبى را به هشت جنگ اصلى و چند جنگ فرعى كم اهمّيت تقسيم مىكنند، برخى هم معتقدند كه جريان حوادث به هم پيوسته بوده و بين جنگها مرزبندى دقيق وجود نداشته است، از اين رو در تقسيمى كلّىتر، جنگهاى صليبى را شامل دو مرحله دانستهاند: يكى از سقوط شهرهاى اسلامى تا پيشروى صليبيون به نزديكى دروازههاى «حلب» در ٥١٨ ه. ش./