ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - مثلث خونين، ائتلاف «صليب، سلفى و صهيون»
شبيهسازى وقايع را از آن روى گفتم كه ائتلاف صليب و صهيون، طى دو، سه دهه اخير، اقدام به شبيهسازى شرايط سالهاى قبل از ظهور منجى، در هيئت سلسلهاى از وقايع و حوادث كرده است تا به آنجا كه امروزه، جمع كثيرى از مسيحيان ساكن آمريكا و اروپا، خود را مهياى واقعه آرمگدون ساختهاند. از بحران اقتصادى فراگير در غرب نيز به عنوان يكى از همين مشابهتها مىتوان ياد كرد.
آرمگدون، به آن سان كه ائتلاف صليب و صهيون از آن تعريف مىدهند؛ ميدان صفآرايى دو جناح درگير غربى بنىاسرائيلى و شرق اسلامى است. طى سالهاى ٩١ تا امروز، يعنى بيست سال، جناح غربى ميدان را آراسته، مسلّح ساخته و مهياى نواخته شدن شيپور جنگ و آغاز درگيرى نهايى شدهاند؛ در حالى كه جناح شرقى در قد و قواره جناح غربى آماده نشده يا اساساًخود را مهياى حضور در قد و قواره واقعهاى جهانى نساخته است.
آيا مىتوان جايى براى اين احتمال گذاشت كه، به همان سان كه از طريق شبيهسازى وقايع، صفآرايى جناح غربى اتّفاق افتاده، در جناح دوم هم اقدام به شبيهسازى كرده باشند تا در اين جناح نيز آمادگى فراهم آمده و آتش جنگ نهايى شعلهور شود.
اين سخن، سخت به گوش مىنشيند؛ امّا در ميدان مبارزه، فرمانده زيرك، هيچ احتمالى را از دست نمىدهد. ترديدى نيست كه غرب صليبى و صهيونى از ديدگاه مسلمانان و شيعيان درباره شرايط سالهاى قبل از ظهور و مسير حركت و عمل منجى موعود مقدّس ما آگاهى دارد؛ چنانكه اميد كنترل شرايط و عقيم ساختن حركت آن منجى را هم در سر مىپرورد.
روشن كردن آتش بحران در «شامات»، گسيل وهّابيون به اين منطقه و حتّى تأسيس گردانهاى شمر و معاويه و يزيد، به سرعت اذهان شيعيان را متوجّه و متذكّر شباهت حوادث با واقعه خروج سفيانى در سال قبل از ظهور امام مىكند. اين تذكّر، زمينههاى ايجاد نوعى آمادگى براى يورش و مقابله را هم در پى خواهد داشت.
اين سخن به آن معنى است كه جناح شرق اسلامى نيز شكل گرفته و مهياى رويارويى خواهد شد.
واقعه آرمگدون مورد نظر ائتلاف صليب و صهيون با همراهى سلفىها از ميان اين واقعه مىتواند سر بر آورد؛ چنانچه واقعه، پيش از موعد مقرّر براى ظهور مقدّس حادث شود، نتيجهاش معلوم است. بنابراين:
گوشها را بايد تيز كرد. گامها را آهسته بايد برداشت، مثل وقتى كه در ميدان مين قدم برمىداريم. شايد خداوند تدبير دشمنان را ناكام بگذارد و از دلِ همين تمهيدات شيطانى، مقدّمات ظهور مقدّس فراهم شود. شايد مكر خداوند غالب شود و مكر مكّاران به خودشان برگردد. بايد منتظر ماند. بايد دست به دعا برداشت. بنىاسرائيل در سر سوداى تأسيس امپراتورى جهانى قبل از ظهور آخرين نواده اسماعيل (ع) و تأسيس دولت كريمهاش را دارد. براى اين امر عجله دارد و مهياى هر نوع جنايت و خونريزى است. او بىباكانه شيعيان را چون مرغ سر مىبرد؛ در حالى كه ما در صف مرغ، در انتظار مرغ سر بريدهايم.
سالهاى سختى پيش رو داريم. نفسها به شماره مىافتد، شيطان همه جنودش را در كار وارد مىكند. بايد آرام قدم برداشت؛ مثل همان وقتى كه در ميدان مين قدم برمىداريم.
بايد شيعيان مظلوم سوريه، بحرين، يمن و عراق را دريافت.
بايد انديشه كرد و از تكروى در تصميمسازى خوددارى كرد و همه احتمالات را در وقت موضعگيرى و اخذ تصميم در نظر گرفت.
مىتوان در اين شرايط سخت:
١. بايد به ايجاد اتّفاق و اتّحاد در بقية السّيف مسلمانان مظلوم در شرق اسلامى انديشيد. اتّفاق مقدّس براى خنثىسازى توطئهها در وقت مقابله با ائتلاف صليب و سلفى و صهيون؛
٢. مىتوان به افشاى استراتژى خصم نيز پرداخت. افشاى استراتژى، خود گامى مهم در مقابله با دشمن است؛
٣. مىتوان به انتقال بحران در صفوف بحرانسازان انديشيد. ايجاد شكست و تفرقه در ميان صفوف خصم، گام مهمّى است كه يك فرمانده ميداندار مىتواند مجال مقابله را براى خود فراهم آورد؛
٤. مىتوان در كنار اين همه، مجالى هم براى مصونيتبخشى به شيعيان به وجود آورد. از ياد بردن مستضعفان مبتلا، يله كردن آنها و بىتفاوت گذشتن از كنار زخم و جراحات بىشمارشان، دور از انصاف است. آنان در زير رگبارها و زنجير تانكها به قدر سايه چادرى و ظرف آبى به سوى ما چشم مىگردانند؛
٥. مىتوان توبه كرد. از آنچه كه بايد مىكرديم و نكرديم. از آنچه كه نمىبايست؛ امّا به هر دليل مرتكب شديم. مىتوان صميمانه با خودمان، با مردم سخن بگوييم، ديوارهاى حائل را برداريم و اعتماد را ديگر بار به مردم هديه كنيم. اعتماد نه بر مردم، بلكه اعتماد مردم به خودمان. آنگاه كه نانى در كف مردم نماند و امنيتى كه در آن به سر برند، تنها اعتماد آنان به حاكمان است كه آنان را براى ماندن در كنارشان دلگرم مىسازد.
هيهات، ما در اين باره راه نرفته بسيارى داريم.
اللهمّ عجّل لوليك الفرج. انشاءالله
١٧ رمضان ١٤٣٣ ه. ق.