ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٩
«دنى بايدرمن» پوششى بر فعّاليتهاى محرمانه سيا در هاليوود
او براى ساخت فيلم «جيمز باند» به استخدام كمپانى «گلدن ماير» درآمد.
دنى بايدرمن، مشاور فنّى سازمان سيا در هاليوود ابزار جاسوسى در كمپانى فيلمسازى است.
نكته قابل توجّهى كه درباره دو مأمور رسمى سازمان سيا در هاليوود وجود دارد، اين است كه در صورتى كه نام هاليوود را در سايت رسمى سازمان سيا جستوجو كنيد، به جاى نام اين دو، نام دنى بايدرمن نويسنده كتاب «دنياى خارقالعادّه جاسوس تخيلى» و مشاور فنّى سازمان سيا در هاليوود به چشم مىخورد.
بايدرمن كه به اعتراف خودش از ١٠ سالگى دوست داشته كه يك جاسوس باشد، تحت تعليم سازمان سيا قرار مىگيريد و از آن پس به عنوان مشاور و كارشناس به استخدام استوديوهاى بزرگى چون «برادران وارنر» و «مؤسّسه سينمايى آمريكا» در مىآيد و همچنين براى ساخت فيلم «جيمز باند» با كمپانى «مترو گلدن ماير» قرارداد مىبندد.
وظيفه «بايدرمن» نظارت بر فيلمهاى جاسوسى و طرّاحى ابزارهاى جاسوسى پيچيده در فيلمهايى از اين دست است تا هرچه واقعىتر و جذّابتر به نظر برسد.
سانسور در هاليوود
هر فيلمسازى كه براى ساخت فيلمش نياز به تسهيلات داشته باشد، به ويژه در عرصه نظامى، بايد تن به نظارت مستقيم پنتاگون و سازمان سيا بدهد و در اين ميان شايد نياز به بازنويسى چندباره يك فيلمنامه باشد. (كتاب «سيا در هاليوود» نوشته تريشيا جنكينز)
روزنامه «گاردين» به نقل از باب بائر يكى از مأموران سابق سيا مىنويسد: همه اين مردمى كه استوديوها را مديريت مىكنند، به واشينگتن مىآيند و با سناتورها سر و كلّه مىزنند، با رؤساى سيا و هر آنكه مقامى دارد، گفتوگو مىكنند و چانهها مىزنند.
روزنامه گاردين گواه اين ادّعا را لوئيگى لوراسچى، «رئيس مؤسّسه سانسور داخلى و خارجى»، «كمپانى پارامونت» در اوايل دهه ٥٠ ميلادى مىداند، كه چندى پيش ماهيت او به عنوان يكى از مأموران مخفى سازمان سيا در رسانهها برملا شد.
تريشيا جنكينز نيز در قسمتى از كتاب خود، تحت عنوان «سيا در هاليوود»، به اين مسئله مىپردازد كه «سازمان سيا از همكارى با هاليوود چه مىخواهد؟».
او در جواب به اين سوال اينگونه مىنويسد: سازمان سيا به دنبال سه چيز است:
- رسيدن به اهداف دورهاى (كه با توجّه به اتّفاقات هر دوره تغيير مىكنند)؛
- احياء دوباره چهره مخدوش خود پس از جنگ سرد و به ويژه حادثه ١١ سپتامبر؛
- چهرهاى از خود ارائه دهد كه اوّلًا در هر زمان، در هر جا حاضر است، ثانياً حضور او در هر جا همراه با قدرتى مطلق و شكستناپذير است.
فيلمهايى كه قربانى فشارهاى پنتاگون شدند
در كنار خواسته سازمان سيا از هاليوود، پنتاگون نيز از اين صنعت سينمايى خواستههايى دارد كه عمدهترين آنها ارائه چهرهاى با اقتدار، حرفهاى و شكستناپذير از ارتش آمريكاست و البتّه براى رسيدن به اين خواسته خود، گاهى فيلمسازان و فيلمنامهنويسان را تا اندازه زيادى تحت فشار قرار مىدهد تا آنجا كه به گفته كتاب «عمليات هاليوود» فيلمهاى زيادى در اين ميان بودهاند كه قربانى خواسته «پنتاگون» شدهاند؛ ولى در اين ميان مىتوان به دو فيلم «روز استقلال» ساخته رونالد امريچ محصول سال ١٩٩٦ م. و «جى. آى. جين» به كارگردانى ريدلى اسكات در سال ١٩٩٧ م. و با حضور دمى مور اشاره كرد.
نويسنده «روز استقلال»، براى جلب رضايت سران پنتاگون، فيلمنامه را چندين بار بازنويسى مىكند؛ ولى در نهايت نيز مجبور مىشود، بدون حمايت آنها فيلم را بسازد.
اين فيلم كه درباره هجوم بيگانگان به زمين بود، صحنههاى جنگى بسيار زيادى را شامل مىشد كه براى ساخت آن به بودجه بسيار زيادى نياز بود، به همين سبب، عوامل فيلم دست به دامان «پنتاگون» شدند؛ ولى سران پنتاگون پس از خواندن فيلمنامه كه نوشته دين دولين بود، اعلام كردند كه از اين فيلمنامه به قدر كافى راضى نيستند و حاضر نبوده به چنين فيلمى كمك مالى و تجهيزاتى كنند.
به گفته مقامات وزارت دفاع، اين فيلم به قدر كافى ارتش آمريكا را كارآمد و باكفايت نشان نداده است.
در نسخه اوّل فيلمنامه، تمامى تلاشهاى ارتش براى مبارزه با موجودات فضايى با شكست روبهرو مىشود و درنهايت نيز يك غير نظامى است كه نتيجه اين مبارزه را تغيير مىدهد.
دين دولين پس از تلاشهاى فراوان، زمانى كه مىبيند قادر نيست مقامات آمريكايى را راضى به همكارى كند، طى نامهاى به فيل استراب، رئيس بخش «ارتباطات فيلمسازى وزارت دفاع آمريكا»، رسماً اعلام مىكند كه حاضر است فيلمنامه را به طور كلّى تغيير دهد و قهرمان داستان را فردى ارتشى معرفى كند.
با همه اينها در نهايت، باز هم پنتاگون نتيجه حاصل را موفّقيتآميز ندانسته و هيچ كمكى به ساخت فيلم «روز استقلال» نمىكند.
در فيلم «جى. آى. جين» ريدلى اسكات براى به دست آوردن حمايت مالى وزارت دفاع آمريكا، بيش از شش صحنه فيلم را به طور كلّى تغيير مىدهد.
ريدلى اسكات در سال ١٩٩٦ م. تصميم به ساخت اين فيلم مىگيرد؛ ولى تلاش مىكند تا براى گرفتن كمك مالى و دستيابى به تجهيزات نظامى لازم، نظر پنتاگون را جلب كند؛ امّا او نيز با بىتوجّهى اين سازمان روبهرو مىشود و به رغم انجام تغييرات لازم براى جلب توجّه آنها، ولى باز هم اين پروژه مورد تأييد مقامات قرار نمىگيرد و اسكات مجبور مىشود تا اين فيلم را بدون حمايت پنتاگون بسازد.