لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٧٦ - متن كتاب لهوف
اى كاش براى فاطمه و پدرش را چشمى بود كه توان نظاره به دختران و پسرانش را داشته كه بعضى مسلوب و آن دگر مجروح، و آن يكى به زنجير كشيده و آن ديگر سر از پيكر جدا شده، و دختران رسالت را با گريبانهاى چاك شده، بلا رسيدگانى كه به از دست دادن محبوب، دردمند، با موهاى پريشان، و از چادرها بدر آمده، و سيلى بر چهره زن، نوحه و ناله سر دادهاند، و اين احساس كه ديگر حامى و سرپرستى ندارند وجود آنها را در بر گرفته.
و شما اى انسانهاى اهل بصيرت و بينش، و اى صاحبان نظر و فهم و خرد، مصائب اين عترت طاهره را با خود حديث كنيد، و براى خدا بر اين وحدت و كثرت سرائيد، و با فرو ريختن اشك بر اين مصائب با آن عزيزان همراهى كرده و براى از دست رفتن فرصت يارى رساندن به ايشان در سوگ باشيد.
چه، اين جانهاى شريف امانتهاى گرانقدر خير الانام، و ميوه قلب رسول اكرم، و نور چشمان زهراء بتول اطهرند، آن عزيزى كه پيامبر با لبان خود دهان و دندانش را مىليسيد و مىبوسيد، و پدر مادرشان را بر امت تفضيل مىنهاد.
|
ان كنت في شكّ فسل عن حالهم |
سنن الرّسول و محكم التنزيل |
|
اگر در فضيلت آنان دچار ترديدى، از قرآن و سنّت از حال آنان بپرس
|
فهناك اعدل شاهد لذوى الحجى |
و بيان فضلهم على التّفصيل |
|
عادلترين گواه كه با تفصيل فضل آنان را براى خردمندان بيان كند آنجاست
|
و وصيّة سبقت لاحمد فيهم |
جاءت اليه على يدى جبريل |
|
وصيت پيامبر كه جبرئيل آورد در باره آنان است.
چگونه با اين فاصله زمانى اندك آن همه احسان جدّ آنان را با كفران جبران كردند، و چسان با تعذيب ميوه دل وى عيشش را مكدّر كرده، با ريختن خون فرزندش شخصيت والايش را تحقير نمودند! كجاست موضع و جايگاه پذيرش وصاياى پيامبر به عترت و آل، و به گاه ملاقات و پرسش از امت پاسخ چيست؟ با آن كه امت آنچه را كه پيامبر پى ريزى كرده بود