لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ١١٥ - خطبه امام به گاه عزيمت به جانب عراق
عرض كرد: آنها را در حالى پشت سر نهادم كه دلهاشان با تو و شمشيرهاشان در استخدام بنى اميّه بود.
امام ٧ فرمود: «برادر اسدى درست گفته: همانا خدا آنچه را بخواهد مىكند و حكم هم اراده اوست».
راوى گويد: امام به حركت ادامه داد تا به ثعلبيّه[١] رسيد، وقت ظهر بود، امام سر بر بالين نهاد و به خوابى سبك رفت و بيدار شد و فرمود: «در رؤيا ديدم كه هاتفى مىگفت: شما در مسير هستيد و مرگ شما را به جنّت مىبرد».
فرزندش على عرض كرد: پدر جان مگر ما بر حقّ نيستيم؟
فرمود: «چرا پسرم سوگند بدو كه بازگشت بندگان به سوى اوست».
عرض كرد: بنا بر اين پدرم! ما از مرگ پروايى نداريم.
حسين ٧ فرمود: «خدا تو را بهترين پاداش كه هر فرزندى را در برابر پدر مىدهد بدهد».
آن شب را امام در آن جا به سر برد، در بامداد مردى مكنّى به ابا هرّة ازدى كوفى نزد امام آمد و بر وى سلام كرد.
سپس گفت: فرزند رسول اللَّه! چه چيز تو را از حرم خدا و حرم رسول اللَّه جدّت بدر آورد؟
حسين ٧ فرمود: «اى ابا هرّة واى بر تو، همانا بنى اميّه مالم را گرفتند صبر كردم، و به آبرويم تاختند عنان شكيبايى را از دست ندادم، اكنون خونم را خواستند گريختم، سوگند به خدا كه قطعا اين گروه طاغى و ياغى مرا خواهند كشت و خدا لباس ذلّت فراگير را بر آنان پوشانده و شمشير را بر آنان حاكم، و كسى كه آنان را به
[١]- ثعلبيّه، به فتح اوّل از منازل راه مكه به كوفه بعد از شقوق و پيش از خزيميه مىباشد، و آن جا دو سوم راه بود و پايينتر از آن آبى به نام ضويجعه با فاصله يك ميل، ثعلبيه خوانده مىشد كه دليل آن اقامت ثعلبة بن عمرو در آن نقطه بوده، و گفته شده: ثعلبة بن دودان بن اسد، نخستين كسى بود كه در آن نزول كرده است. معجم البلدان ٢/ ٧٨.