لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٩ - حركت امام به سوى عراق
[حركت امام به سوى عراق]
امام حسين ٧ در سال ٦٠ هجرى روز سه شنبه سوم يا هشتم ذيحجه، روز شهادت مسلم از مكّه بيرون شد.
ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى امامى[١] در كتاب دلائل الامامة[٢] مىگويد: ابو محمّد سفيان بن وكيع[٣] از پدرش وكيع[٤] و او از اعمش[٥] آورده كه مىگفت: ابو محمّد واقدى و زراره بن خلج[٦] به من گفتند: سه روز قبل از حركت حسين ٧ به سوى عراق[٧] وى را
[١]- شيخ تهرانى در الذريعة ٨/ ٢٤١ گويد: ابو جعفر محمّد بن جرير بن رستم طبرى آملى مازندرانى متأخر از محمد بن جرير الطبرى كبير است، معاصر شيخ طوسى متوفاى ٤٦٠ هجرى است و شاهد بر اين، امر وى است ...
[٢]- دلائل الامامة يا دلائل الائمة را بعد از ٤١١ ه تأليفش نمود. شيخ تهرانى گويد: اوّل كسى كه از اين كتاب روايت كرد سيّد بن طاوس بود ... و ياد آور شديم كه كتابخانه سيّد بن طاوس در سال ٦٠٥ ه مشتمل بر ١٥٠٠ جلد كتاب بود، و از آن جمله نسخه كامل اين كتاب بود كه سيّد از اوائل و اواسط و اواخر آن به صورت متفرّقه در تصانيف خود همراه با نام مؤلف آن آورده ليكن اين نسخه جز به صورت ناقص به دست متأخرين نرسيد. الذّريعة ٨/ ٢٤٤.
[٣]- در مستدركات علم رجال ٤/ ٩٥ آمده: سفيان بن وكيع ابو محمّد نامش را ياد آور نشدهاند، محمّد بن فرات وهّان ازو و او از پدرش از اعمش آورده، محمد بن جرير ازو و از پدرش از اعمش در دلائل از معجزات روايت كرده.
[٤]- وكيع بن جراح بن مليح رواسى، ابو سفيان، حافظ حديث، محدّث عراق در عصرش بود، در كوفه متولّد و در فيد هنگام مراجعت از حج سال ١٩٧- ١٩٩ وفات يافت.
تذكرة الحفاظ ١/ ٢٨٢، حلية الاولياء ٨/ ٣٦٨، ميزان الاعتدال ٣/ ٢٧٠، تاريخ بغداد ١٣/ ٤٦٦، الاعلام ٨/ ١١٧.
[٥]- اعمش، سليمان بن مهران اسدى ولائى، تابعى اهل رى، نشو و وفاتش در كوفه، حدود ١٣٠٠ حديث روايت كرده، وفات ١٤٨ ه. ق.
الطبقات ٦/ ٢٣٨، الوفيات ١/ ٢١٣، تاريخ بغداد ٩/ ٣ و الاعلام ٣/ ١٣٥.
[٦]- مستدركات علم رجال ٣/ ٤٢٥، زرارة بن خلج و زرارة بن صالح را دو نفر به حساب آورده او ظاهرا بايد اسم شخص واحد باشد يعنى دو اسم، اسم شخص واحد است، و او هم از اصحاب حسين است و ازو معجزه ديده و حضرت به او خبر از شهادت خود و يارانش را داده، او به نقل از ابن صالح گويد: سه روز قبل از خروج حسين به حضورش تشرّف يافت.
[٧]- عراقان: كوفه و بصره است و عراق را سواد گويند به دليل پوشش آن از زراعات و نخلستانها و درختان. حدّ طولى سواد از حديثه در موصل بوده تا آبادان و حدّ عرض آن از عذيب در قادسيه تا حلوان و امّا طول عرفى عراق از طول سواد كمتر است.
معجم البلدان ٣/ ٢٧٢، ٤/ ٩٣- ٩٥.