إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٧ - ١ - على
نزاع خواهند كرد و چنان حق بر آنان دشوار است كه گويى به چشم مىنگرند كه آنها را به جانب مرگ مىكشند.
اين شرايط بىنظير بود و خدا بر مسلمين و پيامبر ٦ منّت نهاد و فرشتگان را براى يارى به كمكشان فرستاد، تا فضيلت پيامبر ٦ بر ساير پيامبران خدا روشن گردد.
على ٧ يكهتاز اين ميدان بود و شير ژيان هم به گرد پايش نمىرسيد و چون برق جهنده و آتش سوزان، بساطشان را در هم نورديد.
اين جنگ، هيجده ماه پس از ورود پيامبر خدا ٦ به مدينه روى داد و بيست و هفت سال از بهار عمر على ٧ بيشتر نگذشته بود، مشركان در سرزمين بدر حاضر شدند و اصرار تام به نبرد داشتند، اموال بسيار و مردان جنگاور بىشمارى با خود آورده بودند، ولى تعداد مسلمانان، چنان كه قرآن مىفرمايد، بسيار اندك بود:
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ[١]: خداوند در نبرد بدر شما را در حالى كه خوار بوديد يارى نمود.
بعضى از قول على ٧ نوشتهاند، كه مىفرمود: وقتى در جنگ بدر حاضر شديم سوارى جز مقداد بن اسود كندى نداشتيم و در شب بدر، همگى به خواب رفته بوديم و فقط پيامبر در زير درختى، تا طلوع صبح مشغول عبادت و بيدار بودند.
در روايات نقل شده، وقتى قريش در بدر حاضر شدند، عتبه بن ربيعه و برادرش شيبه و فرزندش وليد را در پيشاپيش خود قرار دادند، و عتبه فرياد زد: اى محمد ٦ همتاهاى قرشى را به نبرد ما بفرست؟ در اين هنگام سه
[١] آل عمران/ ١٢٣