إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٠ - جاثليق مسيحى حجت خدا را مىيابد
فرمود: اما من، نزد خداى عز و جل و نزد خودم، مؤمنى يقينكننده، به فضل و رحمت و هدايت و نعمتهايى هستم كه به من داده است و اين گونه خداى عز و جل، پيمان مرا بر ايمان گرفته و مرا به معرفت خويش هدايت كرده، و شكى در اين معنا ندارم و همواره ترديدى به خود راه نمىدهم، كه اين ميثاق را از من گرفته و در آن تبديل و تغييرى راه ندارد، و اين مسأله با لطف و رحمت و كار او صورت گرفته، و در آن شك و ترديدى ندارم، زيرا شك، شرك است و خدا يقين و بيّنه را به من داده است.
اما تو نزد خدا كافرى، زيرا پيمان و اقرارى كه خدا از تو گرفته، كه پس از خروج از شكم مادر و بلوغ عقلى و يافتن قدرت و معرفت و تشخيص خوب و بد و خير و شرّ و اقرار به وجود پيامبران پيشين، و منكر شدن آنچه در انجيل آمده و اخبار پيامبران ٦ را بيان فرموده، تا زمانى كه بر اين حال باقى باشى، در آتش خواهى بود (زيرا ايمان به پيامبر خاتم بر تو لازم است؟) جاثليق گفت: پس مرا نسبت به مكانم در آتش و مقامت در بهشت آگاه كن؟
فرمود: من به بهشت، نرفتهام تا جايگاهم را در بهشت و جايگاه تو را در آتش بدانم.[١] اما اين مسأله را در كتاب خداى عز و جل شناختهام كه او محمد ٦ را به حق برانگيخت و كتابى را بر او فرستاد كه باطل به آن راه ندارد، زيرا از سوى حكيمى ستوده نازل شده، و علم همه چيز را در آن نهاده است، (و مؤمن به بهشت مىرود و كافر به جهنّم).
[١] شايد شنوندگان كلام امام ٧ نمىتوانستند، بيان ايشان را در باره بهشت و دوزخ درك كنند، لذا حضرت توضيحى را لازم نمىبيند.( م)