إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩١ - ادله قرآن بر ولايت و امامت حضرت على
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[١]: ستمكاران (كافران) به عهد من نمىرسند.
پس منصب امامت در على ٧ متعين مىگردد.
دليل ديگر اينكه، غير على ٧ ظالم بوده، چون زمانى در كفر به سر مىبرده و از تكيه (و ركون) به ظالم، نهى شده وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا[٢] پس تنها على ٧ سزاوار اين مقام است. آيه ديگر:
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ.
: ولى شما، خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردند و نماز را به پاى داشتند و زكات دادند.
كلمه «ولىّ» در اينجا به معناى، اولى به تصرف است، مثل جمله: نكاحى نيست مگر به ولىّ، و حاكم، ولىّ كسى است كه ولىّ ندارد، بنا بر اين يا مراد از «الَّذِينَ آمَنُوا» جمع است يا بعض، مسلما جمع نيست، زيرا لازمهاش يكى بودن ولىّ و مولّى عليه است، مضافا اينكه، مقيّد به دادن زكات در حال ركوع شده، و اين توصيف مخصوص على ٧ است و براى عموم حاصل نمىشود، پس مراد بعض است، و منظور على ٧ است.
ديگر اينكه: همه كسانى كه گفتهاند: مراد آيه بعض است، قائلند كه آن بعض على ٧ است و اگر كسى بگويد: منظور ديگرى است، در حالى كه مراد بعض است، خرق اجماع كرده، چون مصداق و مراد اجماع على ٧ است.
[١] بقره/ ١٢٤
[٢] هود/ ١١٣