إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٣٨ - پاسخ امام
از اسرافيل از خداى بزرگ نقل كرده كه فرمود: من خدايى هستم كه جز من خدايى نيست، و من با قدرت خود مىآفرينم، و از ميان خلق هر كس را بخواهم عنوان پيامبر ٦ اختيار مىكنم و از ميانشان محمد ٦ را حبيب و خليل و صفّى خود گردانيدم و او را به عنوان پيامبر ٦ به سوى خلقم فرستادم و او سرور و بهترين آنان است و نزد من محبوبترين مخلوقات است، آنگاه على ٧ را به عنوان برادر و وصىّ او قرار دادم و پس از او آموزگار مردم و خليفه بر بندگانم مىباشد، كتاب مرا بر ايشان بيان و با دليل من آنها را رهبرى مىكند، او را پرچم هدايت و «بابى» كه بايد از آن وارد شد، تا از آتش ايمن گشت، معيّن نمودم و او دژ محكم و استوارى است كه با ورود به آن از ناخوشاينديهاى دنيا و آخرت، نجات مىيابند، او وجه من است و نبايد از او روى گردان شد و من از او روى نمىگردانم، او حجّت من در ميان اهل آسمانها و زمين است و عمل كسى را نمىپذيرم، مگر به امامت او و نبوّت احمد ٦ اقرار نمايد، پس او دست باز من بر بندگان و چشم باز من به سوى خلق است و او رحمت و نعمتى است كه به دوستانم دادهام، پس كسى را كه دوست بدارم، از نعمت ولايتش برخوردارش مىكنم، سوگند به عزّت و جلالم، كسى او را دوست نمىدارد، مگر اينكه، آتش دوزخ بر او حرام شده و به بهشت مىرود و كسى كه با او دشمنى كند و از ولايتش روى بگرداند، مورد غضب من قرار مىگيرد و به آتش درمىآيد.
پاسخ امام ٧ به پرسشهاى عالم يهودى
روايت شده كه روزى اصحاب پيامبر ٦ در مسجد نشسته بودند، و با يك ديگر در باره فضايل او (پيامبر ٦) بحث مىكردند، در اين موقع عالمى از علماى يهود از شام وارد شد اين عالم تورات و انجيل و زبور و صحف