إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٨ - مأموريت نهانى پيامبر
ساءَ ما يَحْكُمُونَ[١]: آيا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اينكه گفتند ما ايمان آورديم رهاشان كنند و بر اين دعوى هيچ امتحانشان نكنند و ما اممى كه پيش از ايشان بودند امتحان كرديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان كاملا معلوم كند يا آنان كه كار زشت و اعمال ناشايست مرتكب مىشوند، پنداشتند كه بر ما سبقت گيرند، چه بسيار بد حكم مىكنند.
پيامبر ٦ از جبرئيل پرسيد: اين فتنه چيست؟ گفت: خداوند سلامت مىرساند و مىگويد: من پيامبرى نفرستادم، مگر اينكه هنگام درگذشتن، امر كردم جانشينى براى پس از خود معيّن كند، تا سنّت و احكام او را به پاى دارد.
پس مطيعان دستور پيامبر ٦ صادقند و مخالفان كاذب، اى محمد ٦ به زودى به سوى پروردگار و بهشت مىشتابى و بايد على بن ابى طالب ٧ را بر جاى خود منصوب نمايى و برايش عهد بگيرى، پس او خليفه امّت تو است، اگر اطاعتش كردند، مسلمانند و گر نه كافرند، و به زودى اين تكذيب و تصديق صورت مىگيرد و اين كار «فتنهاى» است كه در آيه تلاوت كردى، و خدا امر مىكند: آنچه آموختهاى به مردم برسانى و به امانت در ميانشان بگذارى، و او امين مطمئن است، و تو را از ميان مردم به پيامبرى برگزيد و على ٧ را به وصايت.
مأموريت نهانى پيامبر ٦ در ابلاغ ولايت
حذيفه گفت: اينجا بود كه پيامبر خدا ٦ على ٧ را طلب كرد و در خلوت اين مسأله را به اطلاع وى رساند و اين خلوت يك شبانه روز به طول
[١] عنكبوت/ ١- ٤.