ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٥٣ - در بيان عوالم كليه كه به نام حضرات خمس ناميده مىشود
اشاره به فرود آمدن نخستين است، و آن عبارت از تنزل حق تعالى از مرتبه احديت به مرتبه واحديت، و ظهورش در عالم جبروت به صور عقول و نفوس مجرد، و مراتب صفات هفتگانه ذاتى و اسماء الهى مىباشد.
٥٩ دوم اشاره است به تنزلش از اين مرتبه به عالم ملكوت كه به نام عالم امر و لوح محفوظ[١] ناميده شده، و نيز ظهورش در دگرگونىهاى ملكوتى- به صور نفوس منطبعه (نقش پذير) و هيولاى كلى و حقايق روحانى مىباشد.
٦٠ سوم اشاره است به تنزلش به عالم ملك، كه به نام عالم حس و شهادت ناميده مىشود، و ظهورش در اين عالم به صور آباء- يعنى اجرام آسمانى- و امّهات- يعنى بسايط عنصرى- و مواليد سه گانه معدن و نبات و حيوان مىباشد.
٦١ چهارمين تنزّل كه پايان امتداد نقطه است اشاره به تنزّل فيض اقدس به عالم ناسوتى و مادى، و ظهور او در مظاهر كمالى انسانى، به صور حقايق
[١] - صدر المتألهين قدس سره و حكماى الهى تعبير از عالم امر به عقل فعال كردهاند، و در مقام تحقيق هم چنين است، چون آن عالم صور علم الهى است كه از لوح محفوظى كه خداوند در آن لوح صورت و حقيقت آنچه در آسمانها و زمين است به گونهاى اعلا و برتر و اشرف، كه بدست تواناى خود نوشته منقوش مىباشد، يعنى عكس و تصوير لوح محفوظ الهى عالم امر است كه خود به عينه عقل فعال مىباشد.
صدر المتألهين در كتاب اسفار گويد: لوح محفوظ عبارت است از نفس كليه فلكيه، زيرا آنچه در جهان سارى و جارى مىشود مكتوب و ثابت و مرتسم در نفس كليه فلكيه است- با لوازم و حركات و حالات خود- و همانطور كه به واسطه قلم در لوح حسى نقوش حسى مرتسم مىشود، از عالم عقل، صور معلومه و مضبوطه بر وجه كلى در نفوس كليه فلكيه كه قلب عالماند مرتسم مىشود، و از آن جهت لوح محفوظ گويند كه صور فايض بر آن همواره محفوظ و مصون از تغيير و تبديل است و بر نسق واحد مستمر.
شارح فصوص الحكم، مؤيد الدين جندى در شرح فصوص خود گويد: لوح محفوظ همان امّ الكتاب مبين است كه نزد اهل نظر به نام نفس كليه ناميده مىشود و محل تعيّنش از اجسام فلك كرسى- كرسى كريم- است كه در آن تفاصيل تعينات مظاهر كاملان- از كتابها و سورهها و كلمات و آيات- مىباشد، و در جاى ديگر گويد: كتاب مبين قلم اعلاست و آن كتاب، اسم« المدبر» مىباشد، همچنان كه لوح محفوظ امّ الكتاب مفصل و امّ الكتاب مبين است و آن حقيقت الحقائق و عبارت از« عماء» عالم است.