ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٣٩ - در بيان علم لطيفه قالبى كه نمازش تعلق به برپا داشتن اوضاع شرعى و مراعات اركان عرفى دارد
٣٦ دوم علم لطيفه نفسيه است و آن علمى شريف و ارجمند است كه تعلق به اخلاق و فضايل و اصلاح معاد و بازگشت دارد و از غيب قلب- به واسطه عقل عملى- استمداد و يارى مىجويد، و نمازش با خضوع و خشوع و انقياد و طمأنينه (فرمانبردارى و آرامش)- بين بيم و اميد- است و از فرومايگىها و خوهاى تباه و هيآت ظلمانى و تاريك باز مىدارد.
٣٧ سوم علم لطيفه قلبيه[١] است، و آن علمى كلّى و يقينى است كه
[١] - مرتبه سوم از مدارك عالم غيب- همان طور كه بيان داشتيم- قوه علميه غيب قلب است و آن قلب سليم و فرزند مهربانى است كه به پدر خود كه روح اضافى باشد تمايل پيدا كرده است، در آن حال درهاى فتوح و رحمت الهى بر او گشاده شده و در مقام امن و امان خداوندى جاى مىگيرد؛ و جهت ادراك اين قلب يقين به خداوند و ايمان به او است، پس سالك در اين حال به سبب نور معرفت و هدايت خود راهنمايى گشته مصباح روح حيوانى او در شيشه قلب و در ميان فانوس بدنش از روغن درخت زيتون نفس قدسى پاك شده او كه نه از مشرق ارواح و نه از مغرب اجساد است روشن گشته، و چه نزديك است كه زيت و روغن استعداد آن نفس- به سبب خارج شدن از قوه به فعليت- روشن و نورانى گردد، و اگر چه هنوز به آتش و انوار عقل فعال برخورد نكرده و فيض روح القدس به آن نرسيده است؛ بنا بر اين اشراق و تابش روح قدسى و نورانيت و پرتو روح القدس بر او، نورى است اضافه بر نور استعداد و قابليت او، خداوند هر كس را كه قابليت هدايت داشته باشد به توسط نور خودش هدايت مىنمايد.[ تفسيرى سلوكى و عرفانى از آيه نور است كه از افادات حضرت سيد قطب الدين محمد نيريزى قدس الله سرّه الزكى در رساله روحيه بود.]
حضرت سيد قطب الدين محمد نيريزى قدس سره در كتاب بىهمتاى فصل الخطاب خويش مىفرمايد:
قلب سليمى كه خداوند در قرآن بيان فرموده همين مقام است، يعنى قلبى كه در حديث آمده- آنجا كه امام مىفرمايد:- قلبها بر چهار قسماند: قلبى است كه در آن چراغى است و به مؤمن روشنايى مىدهد، و قلبى است منكوس و برگشته كه متعلق به كافر است، و قلبى است كه به زبان اقرار به ايمان مىنمايد و به دل قبول ندارد، و قلبى است كه ايمان و نفاق در آن مساوى است، پس بازگشت اين قلب اخير غالبا به آن چيزى است كه اكثر عمر به آن مشغول و مأنوس بوده، چه از نوع ايمان باشد چه كفر.[ حديث در كتاب ايمان و كفر- باب-- تاريكى قلب منافق و نورانيت قلب مؤمن- اصول كافى، مفهوم حديث بيان شده است نه منطوق.]
مراد حضرت سيد از قلب سليم قلبى است كه در آن چراغى است و به مؤمن روشنايى مىدهد، سپس مىفرمايد: همين مقام ابراهيم است و طور ولايت، كه هر كس داخل آن شد در سلامت و امن است و اين همان مكه معنوى و خانه حقيقى خداست، پس حق تعالى روح سالك را به طبقات آسمان عروج داده و ملكوت آنها را بر او مىنماياند، چنانكه در كتاب ارشاد القلوب ديلمى آمده كه: در شب معراج خداوند به رسولش فرمود: چون بندهاى مرا دوست دارد ... چيزى از بهشت و دوزخ را از او مخفى ندارم و آنچه در قيامت بر مردم خواهد گذشت به او بنمايانم.