ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ٣
[خطبه]
هو بسم الله الرحمن الرحيم ترجمه اسرار النقطه ١ سپاس مر پروردگارى را كه به آنچه خواست و براى هر كه خواست، به مشيت[١] و خواست ازليش ظاهر و آشكار شد[٢]، و به پردههاى عزت و
[١] - مشيت عبارت از همان تجلى اول و وجود منبسط و حقيقت محمدى است كه تمام ممكنات و مبدعات و مخترعات از آن پديد آمدهاند، در كتاب كافى از حضرت صادق ٧ آمده كه: ان الله خلق الاشياء بالمشيئة و المشيئة بنفسها، يعنى: پروردگار موجودات را به واسطه مشيت آفريد و مشيت را به خودش، پس هر كجا كه خواست آمده همان مشيت و سنّت تغيير ناپذير الهى است- نه ميل و خواهش- كه خداوند از آن مبرّا است، چون آن صفت ممكن و مركب است نه بسيط الحقيقه، مانند: يَهْدِي مَنْ يَشاءُ و يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ و غير اينها از آيات.
[٢] - يعنى تجلى فرمود، و مراد از تجلى يعنى آنچه از انوار غيبى كه بر دلها و يا بر عالم وجود آشكار مىگردد؛ شيخ عبد الرزاق كاشانى قدس سره در كتاب اصطلاحات الصوفيه[ پس از اين هر جا كه از اصطلاحات شيخ عبد الرزاق كاشانى آورده مىشود، از كتاب اصطلاحات الصوفيه اوست كه توسط مترجم در سال ١٣٧٢ ترجمه و به نام: فرهنگ اصطلاحات عرفان و تصوف، توسط انتشارات« مولى» به چاپ رسيده است.] گويد: تجلى اول عبارت است از تجلى ذاتى، و آن فقط تجلى ذات است براى ذات خود، و آن مقام احديت است كه نه در آن صفت است و نه اسم، چون ذاتى كه همان وجود ناب حق تعالى است، وحدتش عين خودش است، زيرا هر چه كه غير وجود است- يعنى وجود از آن جهت كه وجود است- جز عدم مطلق-- نيست، و آن« لا شئى» محض است، پس در احديتش نيازى به وحدت، و تعيّنى كه بدان از چيزى امتياز يابد ندارد، چون چيزى غير او وجود ندارد، پس وحدتش عين ذات خودش است؛ اين وحدت است كه منشأ احديت و واحديت است، چون عين ذات- از آن جهت كه ذات« لا بشرط» است- مىباشد، يعنى مطلقى كه شامل« بشرط لا» است آن احديت است و« بشرط شئى» واحديت مىباشد، يعنى: وجود« لا بشرط» ذات احديت است و وجود« بشرط لا» وجود منبسط است و وجود« بشرط شئى» وجود كثرات و موجودات خارجى است؛ و حقايق در ذات احديت، مانند درختاند در« دانه» و آن غيب غيوب است.
تجلى دوم تجلىاى است كه بدان اعيان ممكنات ثابته كه شئون ذات الهىاند ظاهر مىگردد، و آن تعيّن اول است به صفت عالم و قابل بودن، چون اعيان، معلومات اولين و ذاتى اويند كه قابل تجلى شهودى مىباشند، و حق تعالى به اين تجلى از مقام احديت به مقام واحديت- به واسطه نسبتهاى اسمائى- فرود مىآيد.
تجلى شهودى عبارت است از ظهور وجود كه به نام نور ناميده مىشود، و آن ظهور حق تعالى است به صور اسماء خود در موجودات، كه آنها خود صور اسماءاند، و اين ظهور عبارت است از نفس رحمانى كه بدان كليه موجودات موجوديت مىيابند.