ترجمه و متن اسرار النقطه يا توحيد مكاشفان - همدانى، على بن شهاب الدين - الصفحة ١٠
يافته تحقق و ثبوت نمىيابد، همچنانكه ظهور تعيّن يافته جز به واسطه تعيّن تحقق نمىيابد؛ و آن نقطه آغاز امتداد نفس «الفى» است در درجات مخارج انسانى، و اول تعيّن آن (نقطه) اشاره است به اوايل تجليات ايجادى، در امتدادات نفس رحمانى، براى آشكار كردن حقايق وجودى در بروزهاى ظهور و اظهار[١]
[١] - يعنى: چون از امتداد نقطه« الف» تشكيل مىشود و تمامى حروف الفبايى و هجايى از« الف» تشكيل شدهاند، لذا از نقطه كه اولين تعين الفى است تعبير به اوايل تجليات ايجادى در راستاى مراتب نفس رحمانى- براى به ظهور آمدن حقايق و اعيان وجودى در ظهورات گوناگون- شده است؛ از وحدت حق تعالى تعبير به نقطه شده است، و همان گونه كه در نقطه تمام حروف هجايى درج است، همين طور حقايق در ذات احديت چنانكه گفتيم، مانند درختاند در دانه، و آن غيب غيوب است.
نفس رحمانى- چنانكه شيخ عبد الرزاق كاشانى گويد- عبارت است از وجود اضافى وحدانى به حقيقت خود كه به صور معانى- كه همان اعيان و احوال اعيان در مقام واحديت است- متكثر مىشود، از اين جهت بدين نام ناميده شده است، و تشبيهى مىباشد به نفس انسانى كه به واسطه صور حروف، مختلف مىگردد، با اينكه در ذات خود هوايى صاف و ساده است، و نيز نظر به غايتى است كه آن غايت عبارت از ترويح و آرامش بخشى اسمايى است كه داخل در تحت دايره اسم« الرحمن» اند و از سختى و كربتشان نفس كشيده و آسايش مىيابند، و آن نفس رحمانى بطون اشياء است و بالقوه بودن اشياء در آن نفس، ماننده ترويح و آرامش انسان است به واسطه نفس.
وحدت هندى گويد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|