در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٠ - ٦ - بطلان قاعده فرق بين انواع و اشخاص
فرقههاى نادرى از قبيل خوارج بر همين عقيده هستند و تكفير و تفسيق را امر بزرگ و مهمّى مىشمارند. قاعده مذكور، اگر به لحاظ آخرت باشد، صحيح است، مگر در مورد كسانى كه خدا و رسولش به ملعون بودن آنان خبر دادهاند.
و اگر به لحاظ آثار دنيوى باشد، صحيح نيست، البتّه اثبات اين آثار شرعى بر افراد و اشخاص معيّن، احتياج به دلايل مبرهن و كافى دارد و احراز اين مطلب كه چه كسى ملعون، فاسق، يا كافر است، كار آسانى نيست و تشخيص مصاديق اين صفات بايد به گونهاى باشد كه جامعه به هرج و مرج كشيده نشود.
ط: از جمله شواهدى كه بر بطلان قاعده تفريق انواع و اشخاص دلالت مىكند، سيره و روش صحابه رسول خدا (ص) است. آنان اشخاص معيّنى را مخاطب قرار داده و آنان را به كفر و نفاق متّهم مىكردند؛ چنان كه عايشه، مروان و پدرش را ملعون خواند.[١] همچنين عايشه، عثمان را پيرمرد فرتوت و كافر خواند.[٢]
و اين سخن ابوسعيد خدرى معروف است كه مىگفت:
[١] - اسد الغابه/ ابن اثير: ٢/ ٣٥؛ تفسير كبير، فخررازى: ٢٠/ ٢٣٧، ذيل تفسير آيه ٦٠ از سوره اسراء.
[٢] - الكامل فى التاريخ: ٣/ ١٠٥؛ تاريخ طبرى: ٣/ ١٢، ضمن حوادث سال ٣٦ هجرى، عايشه گفت: اقتلوا نعثلًا فقد كفر.