در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٨ - لعن، يك ضرورت عقيدتى است

اجتماع داشته باشد، نمى‌بايست كه قرآن آن را ذكر كند و نمى‌بايست كه پيامبر اكرم (ص) افراد معيّنى را لعن كند. گويى كه غزّالى براى دفاع از يزيد بن معاويه و تحريم لعن وى، سخنانى را مى‌گويد كه در تضاد با قول خداى متعال و سيره رسول اكرم (ص) است! اگر مصحلت بارزى در ميان نبود، قرآن در طى دو آيه به لعن ابليس نمى‌پرداخت و شايد بارزترين مصلحتى كه آن را مى‌فهميم، ايجاد حالت انزجار و نفرت از جرثومه شرّ و انحراف است تا بدين وسيله راه مستقيم از راه باطل كاملًا مشخّص شود. با اين وجود، غزّالى ادّعا مى‌كند كه با خوددارى از لعن ابليس، هيچ خطرى متوجّه جامعه نمى‌شود و لعن ابليس و كافران هيچ فايده‌اى ندارد!

آيا اين ادّعاى غزّالى به الغاى حكمت قرآنى منتهى نمى‌شود؟! سستى مردم در لعن كافران و منافقان، به جهل ايشان باز مى‌گردد و يا تابع سياستهاى حاكمان ظالمى مى‌باشد كه لعن امير المؤمنين (ع) و شيعيانش را بر بالاى منابر شايع كردند، همانند معاويه و يزيد بن معاويه كه شيعيان را به سب و شتم خليفه اوّل و دوّم متّهم مى‌كردند و در مقابل، لعن على (ع) را ترويج مى‌نمودند.

در اين ميان، غزّالى قايل به تفاوت لعن اشخاص و اجناس شده است كه اين هم مردود است؛ چون مخالف نصّ صريح آيات و روايات مى‌باشد.