در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٦ - فصل دوم رابطه عصمت با علم غيب
خداوند است، امّا مانعى ندارد كه خدا آن را به برخى از پيامبرانش عطا كند مثل حضرت ابراهيم (ع):
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى.[١]
«و (ياد كن) آنگاه كه ابراهيم گفتك پروردگارا! به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مىكنى؟».
يكى از فرقهاى علم امام، با علم خداوند اين است كه: علم خدا قديم است و قبل از معلومات وجود داشته و عين ذات خداست، امّا علم حضورى امام، اين ويژگى را ندارد بلكه حادث است و بعد از معلومات، پديد آمده است و عين ذات امام نيست بلكه وجود اين علم نزد امام به معناى آشكار و معلوم بودن امور براى اوست. اعتقاد به اشتراك و اتّحاد بين علم خدا و علم امام، شرك و غلوّ است و خود ائمّه (عليهم السّلام) نيز به آن قايل نيستند، چه رسد به پيروان ايشان.
كوتاه سخن اين كه: علم خدا ذاتى است، امّا علم امام، عرضى است و خداوند به او بخشيده است، پس بين آنها اتّحادى نيست.
حال اگر خداوند علم غيب مطلق و بى نهايت دارد و به هر يك از بندگان خاصّ خود كه بخواهد از آن مىبخشد، آيا كسى از اين انسانهاى خاص وجود دارد كه به علم غيب دست يافته و به آن عمل كرده باشد؟ پاسخ به اين پرسش در فصل بعد ميآيد.
[١] - بقره( ٢): ٢٦٠.