در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٥ - فصل دوم رابطه عصمت با علم غيب
علم عطا شده به امام- خواه از راه الهام، يا نجواى در گوش، يا آموختن از پيامبر (ص)- كه دامنه آن تا آگاهى از غيب نيز گسترش مىيابد، غير از علمى است كه به خداوند سبحان اختصاص دارد. علم خداوند از غير او و حتّى از فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل نيز پوشيده و پنهان است كه همان «علم غيب مطلق» است؛ از اين رو، علمى كه خداوند به پيامبر (ص) مىدهد، يا به صورت آموزش غير طبيعى است؛ مانند كتابهاى آسمانى (الهى) كه توسّط فرشته وحى بر پيامبران نازل مىشود و به حسب نوع رسالت هر پيامبر (ص)، احكام و اخبارى را درباره حوادث گذشته، حال و حتّى آينده در بردارد.
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ.[١]
«برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم. از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالابرد».
و يا به صورت عملى است مانند معجزاتى كه به دست پيامبر (ص) انجام مىشود. پيامبر (ص) فقط بر بُعد عملى اين معجزات احاطه دارد و ممكن است از حقيقت علمى آن آگاه نباشد، امّا گاهى نيز به آن دست مىيابد؛ مانند زنده كردن مردگان كه جزو غيب مختص به
[١] - بقره( ٢): ٢٥٣.