نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٢ - رفتار انسان و نهادهاى انسانى
مورخان و صاحبنظران برجسته علوم اقتصاد سياسى، از ديرباز، نياز را به عنوان محور اصلى نظريهپردازىهاى خود در باب نهادها و رفتار انسان، مطرح كردهاند. از نظر آنان، «بهينهسازى»[١] ارضاى نيازها، انگيزهاى براى روى آوردن افراد به رفتار سازمانيافته و منسجم به شمار مىآيد[٢]. مطرح كردن نياز به عنوان پيش شرط لازم براى مبحث نظرى در اين باب، مىتواند ما را از نظر فنى، دچار مشكل سازد و بر كاركردگرايان[٣]، انتقاداتى در اين زمينه وارد آمده است، اما مسايل ادعايى آنان، بيشتر به اهداف نظريهپردازان برمىگردد و ارتباط چندانى با خود رويكرد ندارد. طبيعتا درك و فهم ما از نيازها بدان حد نيست كه بتوانيم براساس آن، تاريخچه و پيشينه رفتار انسان را بازگويى و تشريح كنيم؛ زيرا به دشوارى مىتوان به اين مهم پى برد كه كدام نيازها، باعث بروز چه رفتارهايى از سوى انسان در يك زمان معين و محيط مشخص مىشوند. اما، نظريه «نيازهاى انسانى»[٤] توانسته است با برملا ساختن چند جزء اوليه و كوچك از عاملى به نام رفتار انسانى، شالوده محكمى براى درك كلى و عمومى ما از اين عالم، پايهريزى كند. لذا، اين نظريه، «براى هر فرضيهاى كه در خصوص رفتار انسانسى ارائه شود، ضرورى و اساسى است»[٥].
خواستها و اميال انسان، در مقايسه با نيازها از تنوع، ابهام و پويايى بيشترى برخوردار بوده و در عين حال، جنبه انتزاعى بيشترى دارند. دانشمندان علوم اجتماعى و طبيعى كوشيدهاند به هر طريقى كه ممكن است تا حدودى از محتوا و چگونگى شكلگيرى و تغيير شكل خواستها در وجود انسان، اطلاع حاصل كنند. با اين حال، خواستها در مقام مقايسه با نيازها جنبه ثانونى دارند و پس از آنها بروز مىكنند؛ ضمن اينكه بسيارى از خواستها ممكن است در عمل تا حد نياز، تنزل يابند. براى نمونه، حرص و آز، اساسا بازتاب نياز به امنيت يا تنازع بقاست، در حالى كه ميل به كسب شهرت يا قدرت را
[١] .Optimization
[٢] .Parsons ١٥٩١ a ,٥ -٦ ,٤٢ -٧٦ ١٥٩١ b ,٨ -٠١
[٣] .Functionalists
[٤] .Human needs
[٥] .Parsons ١٥٩١ b ,٥