نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٨٤ - ديگر مسائل روش شناسى
فاقد قطعيت يا درجه اطمينان كامل است. لذا، معتبر كردن فرضيهها و كاهش درجه نااطمينانى در اين يافتهها مستلزم آزمونهاى تجربى مناسب و كار فكرى بيشتر است.
براى مثال، در مورد روششناسى، حداقل دو كار ديگر بايد صورت گيرد. اول، لازم است جهت مشاهده، ثبت، تحليل و مقايسه تغييرات نهادى و ارزشيابى نتايج حاصله، واحدهايى براى اندازهگيرى انواع فاصلهها و كنشهاى متقابل ميان هر سه عنصر تشكيلدهنده نهاد انسانى، براساس شرايط و زمينههاى تاريخى و ملى، ابداع شود.
مثلا، چگونه مىتوان فاصله بين دولت و بازار در ژاپن را اندازه گرفت و با ايالات متحده مقايسه كرد؟ اين امر براى نشان دادن فاصله، درجه استقلال، تمايز و يا كنشهاى متقابل بين اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى يك ملت، اهميت زيادى دارد. چنانچه اين واحدهاى اندازهگيرى به خوبى كميتبندى شوند، احتمالا خواهند توانست درجه اطمينان يافتههاى حاصل از تجزيه و تحليل نهادى را تا حد زيادى افزايش دهند. پاره ابزارهاى موجود، مانند حساب احتمالات، از توان بالايى براى بهبود فنون و شيوههاى كميتبندى تحليل نهادى در علوم اجتماعى برخوردارند.
دوم، لازم است براى تجزيه و تحليل «زيرمجموعههاى نهادى»[١] موجود در سه نهاد اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى، شيوه عمل مناسبى اتخاذ كنيم. چنين تحليلى، از حيث نظرى، امكانپذير و از لحاظ علمى، بسيار معنىدار و حائز اهميت است. در داخل حكومت، نهادهاى فرعى زيادى، از جمله مشاركت سياسى، اجراى قانون و حمايت ويژه از اقليتها وجود دارد كه لازم است بدانها توجه شود. پرسشهايى نظير اينكه چنين نهادهايى چطور و چرا مقابل هم قرار مىگيرند، حاوى نكات ارزندهاى است كه پاسخ به آن مىتواند اطلاعات گستردهاى درباره نهاد انسانى در يك ملت و چگونگى تغيير و تحول آن، در اختيار ما قرار دهد. اگر كنشهاى متقابل نهادى در اين نهادهاى فرعى مورد توجه و بررسى قرار گيرد، كاربرد اين ديدگاه نهادى، به مراتب پربارتر، عملىتر و عالمانهتر خواهد بود. مثلا اگر اطلاع داشته باشيم كه زندگى خانوادگى چطور اجراى قانون را در زمينه توليد نيروى كار (تعليم و تربيت فرزندان)
[١] .Sub -institutions