نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٩ - رفتار انسان و نهادهاى انسانى
مباحث خود پيرامون نوينسازى، ارتباط نظرى بين حيطههاى مختلف نهاد انسانى را كشف كرد. در برخى از آثار مؤخر تاريخى، سياسى، علمى، اقتصادى و جامعهشناسى، اينگونهشناسى به صور گوناگون و با عناوين مختلف، به كار رفته است.
اگرچه اينگونهشناسى اكنون در نظر شمار زيادى از صاحبنظران، امرى عادى و بديهى جلوه مىكند، ولى بايد اذعان كرد كه هنوز هم اطلاعات و دانستههاى ما درباره سه حيطه رفتار انسانى و سه نهاد اوليه و اساسى، بسيار ناچيز و اندك است. ازاينرو لازم است براى كسب اطلاعات جديد درباره نهاد انسانى، تحقيقات بيشترى در اين زمينه صورت گيرد[١].
[١] - نقش دين در نهادهاى تشكيلدهنده نهاد انسانى منظور نشده و اين چشمپوشى در كل بررسىها به چشم مىخورد. در مثلث مردمگرائى، جامعه مدنى و اقتصاد نيز مذهب كاملا كنار گذاشته شده در حاليكه« الوين. ى. سو.» در صفحه ٩٩ كتاب« تغيير اجتماعى و توسعه» خويش به نقل از بنو عزيزى در مورد نقش مذهب مىنويسد: نوسازى لزوما به غير دينى شدن جامعه منجر نمىشود. جنبشهاى مذهبى از جمله جنبشهاى اسلامى، در شرايط مساعد تاريخى و نهادى، به آسانى مىتوانند تجديد حيات يابند.
يعنى اسلام پس از نوسازى جامعه توسط رژيم پهلوى موجب تحولات اجتماعى و تغييرات نهادى گرديد از اينرو وقوع انقلاب اسلامى در ايران را بايد با ملاحظه جريانات خاص تاريخى كه در جامعه به وقوع پيوسته در نظر گرفت، به خصوص مواردى نظير نابرابرىهاى فزاينده اجتماعى، تنوع فكرى- فرهنگى، عدم محبوبيت رژيم شاه و ذات معارضهجوئى مذهب شيعه در اسلام، ويژگى سنتى نقشآفرينان نيز، مانعى در سير حركت آنان به وجود نياورده است در نتيجه به نظر مىرسد كه آئينهاى سنتى نيز حداقل در يكپارچه كردن تقاضا براى تغييرات اجتماعى در يك جنبش به اندازه عقايد جديد لائيك از كارآيى برخوردار است.
بنو تأكيد مىكند كه نمادهاى پرقدرتى چون استقامت، پايدارى، گذشت و فداكارى براى نيل به حقيقت و عدالت در شعائر مختلف، استعداد قابل ملاحظه براى قرار دادن اختلافات سياسى در چارچوب اختلافات مذهبى، در اختيار داشتن يك منطق مردمى و واژههايى كه مظلومين را در برابر ظالمين قرار مىدهد و بالاخره وعده مسيحايى براى تحقق يك نظام عادلانه اجتماعى و بازگشت يك امام غائب مذهب شيعه را به مذهبى فوق العاده قدرتمند براى اعتراض و مقابله با وضع موجود تبديل مىكند. ضمن اينكه ديويس با اظهار اشتباهات وبر و پيروانش در مكتب نوسازى( ١٩٨٧) در راستاى مباحث وانگ در زمينه نقد مطالعات سنتى نوسازى به بررسى مجدد رابطه پيچيده مذهب و توسعه به طور اعم و همينطور نقش برجسته مذهب ژاپنى در نوسازى ژاپن مىپردازد. اين در حالى است كه وانگ برخلاف نتيجهگيرى محققين اوليه نوسازى كه ارتقاى رشد اقتصادى در چين را منوط به دست كشيدن خانواده چينى از ارزشهاى سنتى مزبور مىدانستند، معتقد بود كه با مطالعه تأثيرات خانواده بر روى سازمان داخلى بنگاههاى چينى در هنگكنگ به خصوص از طريق نظريه و عملكرد شيوه مديريت پدرسالارانه، استخدام فاميلى و مالكيت خانوادگى ثابت مىكند كه نهاد خانواده تأثيرى مثبت بر توسعه اقتصادى داشته است.