نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٨ - رفتار انسان و نهادهاى انسانى
رفتارها و اقداماتى كه انسان انجام مىدهد ممكن است يك يا دو و گاهى هر سه جنبه مذكور در يك نقطه با هم تلاقى داشته باشند. براى نمونه، آموزش و پرورش در ايالات متحده را هم مىتوان اقدام يا رفتارى اقتصادى دانست، ولى در مدارس اين كشور كنشهاى متقابل اجتماعى و حتى فعاليتهاى سياسى زيادى به چشم مىخورد.
اصولا، سه حوزه نهاد انسانى، راهها و ابزارهايى براى سازمان بخشيدن به مردم هستند تا بتوانند اعمال خود را در چارچوب سه حيطه مشخص رفتار انسانى، انجام دهند. اين سه نهاد، يعنى اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى هستند كه ساختار سازمانى رفتار و حيات انسان يا تمدن را شكل مىدهند. بين اين سه نهاد مختلف، تفاوتهاى ساختارى مهمى وجود دارد. همان طور كه بعدا خواهيم ديد، مرز بين اين نهاها هميشه روشن و مشخص نيست افزون بر اين، مرز بين اين سه نهاد، دقيقا همان مرزهايى نيست كه تجربه نشان داده است بين حكومت، بنگاهها[١] و خانواده وجود دارد.
زيرا برخى اقدامات دولتى، صرفا جنبه اقتصادى دارند، در حالى كه برخى فعاليتهاى خانوادگى ممكن است داراى ماهيت مشترك اقتصادى و يا سياسى باشند. با يك تجزيه و تحليل ساده مىتوان دقيقا به وجود يك گونهشناسى نظرى در اين تقسيمبندىها پى برد. ممكن است بسيارى از افراد اين واقعيت را درك نكنند كه يك سلسله عناصر و سازوكارهاى واحد، موجودات ذى حيات بسيار متنوع و گوناگونى را مىسازند كه دامنه آنها از يك درخت تا يك انسان را دربر مىگيرد. اين در حالى است كه علم شيمى و زيستشناسى نوين، هرگز نمىتوانستند بدون توسل به يك گونهشناسى روشن و منطقى از عناصر اوليه تشكيلدهنده مواد، ذرهاى پيشرفت كنند. تلقى كردن نهاد انسانى در قالب موجودى متشكل از اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى، چندان هم تازگى ندارد. شايد اعتبار علمى ماكس وبر مرهون آن باشد كه وى از نخستين افرادى بود كه فاصله نهادى بين حكومت، اقتصاد و جامعه را مورد تجزيه و تحليل قرار داد. تالكوت پارسونز، حكومت، اقتصاد و قرابت يا خويشاوندى را در قالب «خردهنظامهاى اجتماعى» تحليل كرد و وجه تمايز آنها را از هم مشخص ساخت. يورگن هابرماس نيز در
[١] .Firms