نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٧ - رفتار انسان و نهادهاى انسانى
اثر حاضر، در اين واژه صرفا به معناى «بخشى از حيات نهادى يا سازمانى نوع بشر» به كار رفته است كه شايد، معادلى كموبيش، مناسبتر از بقيه باشد. با اين همه، در كتاب حاضر به منظور پرهيز از هرگونه اختلاط و آشفتگى بىمورد و ناخواسته، به جاى واژه «جامعه» از اصطلاح «حيات اجتماعى» استفاده شده است. بسيارى از نيازها و خواستهاى ثانويه انسان كه به مرور زمان پديدار مىشوند، اغلب نظم حاكم بر مرزهاى موجود بين سه حوزه نهاد انسانى را بر هم مىزنند. تأثير تاريخى و شديد باورهاى دينى در رشتههاى علوم اجتماعى، بالاخص در علم الفلسفه، مىتواند اين طبقهبندى نهاد انسانى را در نظر برخى، غير قابل قبول جلوه دهد. مثلا ممكن است خيلى معتقد باشند كه در اين طبقهبندى، جايى براى «مقدرات معنوى» منظور نشده است، حال آنكه به باور بسيارى از مردم، اين عامل، اگر هدف اصلى رفتار انسان نباشد، حداقل مىتواند يك هدف مستقل و عمده آن باشد[١]. به تجربه ثابت شده است كه وجود آشفتگى و اختلاطى در اين گونهشناسى، امرى بديهى و اجتنابناپذير است؛ زيرا در بسيارى از
[١] - على رغم تأكيد حاشيهاى مؤلف به نهادهاى خانواده، دين، حكومت و اقتصاد به عنوان نهادهاى نخستين، جاى نهاد دين و خانواده در چارچوب نظرى ذكر شده و مدل طراحىشده وى خالى است در حاليكه محورىترين مغيرها در تحول و تطور اجتماعى به حساب مىآيند. جرج هربرت ميد به چهار نهاد اساسى توجه مىدهد كه اين نهادها در روند تطور اجتماعى از طريق پيوست اعمال آن نهاد به يكديگر و ايجاد مجموعههاى بزرگتر بوجود آوردهاند اين چهار نهاد عبارتند از: نهاد ارتباطات، مبادلات اقتصادى، اعتقادات و علائق مذهبى و ستيز اجتماعى( توسلى، غلامعباس- نظريههاى جامعهشناسى- انتشارات سمت، ١٣٦٩، ص ٣١٣)
دگره نيز از نهادهاى اوليه( خانواده) نهادهاى ثانويه( سيستم اقتصادى و روش كنترلى سياسى و نهادهاى ثابت( هنر، مذهب و ...) نام مىبرد( ايروانى، محمد جواد- نهادگرائى و جهادسازندگى، انتشارات وزارت جهاد سازندگى، ١٣٧٧، ص ٣٣)
تالكوت پارسونز جامعهشناس معروف معتقد است كنشهاى اجتماعى تحت چهار نهاد( خرده نظام) عمل مىكنند. اين نهادها( خردهنظامها) عبارتند از:
الف- نهاد دينى كه مسئوليت ثبات اخلاقى را بعهده دارد و از ارزشهاى فرهنگى عمومى مراقبت مىكند.
ب- نهاد حقوقى كه هنجارها و قوانين اجتماعى را تنظيم مىكند.
ج- نهاد اقتصادى كه شرايط انطباق با محيط طبيعى را فراهم و حيات اقتصادى جامعه را تأمين مىكند.
د- نهاد سياسى كه از هدفهاى عمومى جامعه مراقبت مىكند.
( ايروانى، محمد جواد- درآمدى بر نظريهنهادى، نشر سياست، ١٣٧٩ ص ٢٢)