نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٦٣ - چين و بقيه جهان
بيست و يكم، به احتمال زياد، مانع از تكرار رفتارها و عملكردهاى ستيزهجويانه و زيانبارى نظير آنچه در اوايل قرن بيستم در آلمان و ژاپن روى داد، خواهد شد. چين حتى در صورت نيل به نوگرايى كامل نيز بعيد به نظر مىرسد با توجه به توانمندىهاى نظامى قابل پيشبينى آن، در آيندهاى نزديك به قدرتى شماره يك تبديل شود. فنآورى نظامى كنونى، كه عمدتا حول محور جنگافزارهاى انهدام جمعى دور مىزند، هر فردى را وادار مىسازد پيش از اقدام به از سرگيرى جنگ به قصد تحقق آرمانهاى بلندپروازانه بين المللى، دوباره انديشه كند. درخواست احتمالى از سوى چين نوين به منظور بازنگرى در برخى از جنبههاى ساختار سازمانى كنونى حاكم بر جهان، هيچ تضمينى را براى عدم نگرانى از جانب يك ابرقدرت جديد و از آن بدتر، اقدامات پيشگيرانهاى كه ثابت شده مىتواند بىنهايت مخرب و زيانبار باشد، ايجاد نمىكند. نكته آخر اينكه، آدمى درسپذير است و شرايط نهادى بين المللى و ملى نيز به آنان كه از گذشته درس مىگيرند پاداش مىدهد.
جان كلام اينكه چينىها در يك مسير نوينسازى از طريق هدايت دولت به سمت اقتصادى مبتنى بر بازار ملى به حركت درآمدهاند. چينىها به واسطه اقدامات جمعى و تشريك مساعى در جهت نيل به نوينسازى، به نوعى نوگرايى نزديك شدهاند كه محيط نهادى كاملا جديدى را به ملتى ٢/ ١ ميليارد نفرى عرضه كرده است.
اگرچه هنوز هيچ ضمانتى براى تحقق نوگرايى در چين وجود ندارد، اما چهره آن از دوردستهاى افق پديدار گشته است و اين خبر براى جامعه بشرى كه در آستانه ورود به هزاره جديد قرار دارد، داراى مفهومى بس عميق و پربار است.