نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٥ - رفتار انسان و نهادهاى انسانى
و به هيچ روى نمىتوان آنها را مستقل از نهاد انسانى دانست.
نهاد انسانى، هر رفتار بشر، از جمله رفتارهاى غير هدفمندى مانند «جنون» يا تلاشهاى «ناهنجار» و غير عادى را محدود مىسازد. طبيعتا، جنبههاى مختلف نهاد انسانى، از قدرت محدودكننده يا بازدارنده متفاوتى برخوردارند و اگر با عمق بيشترى به قضيه نگاه كنيم خواهيم ديد اين، نهاد انسانى است كه خواستهاى انسان را تعيين مىكند، شكل مىبخشد و حتى به وجود مىآورد. حتى به لحاظ تاريخى و عملى هم برخى از نيازهاى انسان، تحت تأثير نهاد انسانى قرار دارند[١]. تأثير انكارناپذير فرهنگ در شكلگيرى بسيارى از نيازها و خواستها، امرى نسبتا محسوس و آشكار به نظر مىرسد؛ مانند اعتقاد به رنگ سبز يا برگزارى مراسم و تشريفات در پارهاى مواقع مشخص. ازاينرو، در علوم اجتماعى، تحليل نهاد انسانى به اندازه مطالعه نيازهاى انسان، اهميت دارد.
نهاد انسانى را مىتوان به شيوه علمى مورد تجزيه و تحليل قرار داد؛ چرا كه همانند نيازهاى اساسى انسان، حالتى نسبتا همگانى و پايدار دارد و قابل اندازهگيرى است. اما برعكس، خواستهاى انسان و «عقلانيت»[٢] افراد، از گوناگونى و ابهامات زيادى برخوردارند. از اين مهمتر، نهاد انسانى به دليل بهرهمندى از خاصيت شكلپذيرى و پويايى، حاوى اطلاعات غنى و ذى قيمتى درباره انواع رفتارهاى نوع بشر است و از اين لحاظ، علمكردى به مراتب برتر از نيازهاى انسان دارد. ازاينرو، عوامل يا متغيرهاى نهادى را مىتوان به قطعات اصلى يك باندى معماگونه به نام رفتار انسان تشبيه كرد كه در رشتههاى علوم اجتماعى، حكم محور و مبنا را دارد. تحليل نهادى، در تركيب با مطالعات رفتارى پيرامون نيازهاى انسان، آگاهانه يا غير آگاهانه، رويكردى بسيار سودمند و پرثمر در علوم اجتماعى بوده است. آثار برجسته علوم اجتماعى از آدام اسميت، كارل ماركس و ماكس وبر گرفته تا تالكوت پارسونز، جملگى مطالعاتى اساسى در باب نهادهاى انسانى بودهاند كه نيازهاى بشر را از ديدگاههاى مختلف، مورد توجه قرار
[١] .Parsons ١٥٩١ b ,٩
[٢] .Rationality