نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٣٠ - رهيافتى نهادى
تغييرات نهادى، به قصد بهينهسازى نهاد انسانى در قالب يك شكل نهدى خاص انسان- نوگرايى- و هدف شناختهشده آن است. نوگرايى در هر سطحى از توسعه، قابل دستيابى است. توسعه و توسعه اقتصادى، در هر دو شرايط ما قبل نوگرا و نوينسازى شده قابل تحقق است، اما طبيعتا عملكرد و سرعت آنها با يكديگر در اين دو وضعيت فرق دارد. توسعه، روندى است بىپايان كه مىتواند هم به سمت پيشرفت حركت كند و هم به سمت عقبافتادگى.
٦- اعتقاد صاحبنظران بر اين است كه ملتهاى «متأخر» در تلاش جهت دستيابى به نوگرايى، بهتر است از روش نوينسازى با هدايت دولت، استفاده كنند. استفاده از دولتى كارآمد و لايق در ايجاد، هدايت و مشروع ساختن يك بازار در قالب نهاد اقتصادى غالب و به تبع آن برخوردارى از اقتصادى مستقل و قائم به ذات، نخستين مرحله حياتى از يك روند نوينسازى به شمار مىآيد.
٧- ساختار سازمانى داخلى يك ملت و تغييرات نهادى حاصله در آن را مىتوان با اطمينان از طريق بررسى الگوهاى تخصيص كار آن ملت، مورد مطالعه و تحقيق قرار دارد. درك كردن كامل الگوهاى تخصيص كار يك ملت، روابط ميان حكومت، اقتصاد و حيات اجتماعى آن ملت را روشن مىسازد و اطلاعات زيادى درباره سازوكارها و ويژگىهاى درونى آن ملت، در اختيار علاقهمندان قرار مىدهد. مطالعه تاريخى الگوهاى تخصيص كار يك ملت نيز جهتها و مسيرها و نتايج تغييرات نهادى در آن ملت را آشكار مىسازد.
٨- در حال حاضر چهار نيروى اساسى و عمده در شكلدهى و تغيير شكل الگوهاى تخصيص كار دخالت دارند: فعاليتهاى اقتصادى «خودجوش» براساس ذخيره دانش و معلومات (توسعه فنآورى)؛ تصميمات سياسى دولت؛ تأثيرات اجتماعى؛ و فشارهاى وارده توسط عوامل خارجى (عمدتا توسط اقتصاد سياسى بين المللى).
٩- از نظر تاريخى، سه نوع الگوى تخصيص كار در بين ملتها و اقوام چين قابل شناساسيى و تشخيص است. يك الگوى تخصيص كار ما قبل نوگرا كه عمدتا ريشه در