نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٩٩ - الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده مقوله اى «مختص چين»
در ميان اكثر جمعيت چين، يعنى روستاييان بود كه ساختار سنتى سازمان داخلى چين مجددا احيا گرديد. الگوهاى رفتارى و هنجارهاى نيرومند كهن، درست همانند نقشهاى محورى نهاد خانواده و ويژگى درونى شده آن، يعنى فرهنگ كنفوسيوسى به جامعه چين بازگشت. اگرچه در طول تاريخ چين، همواره خانوادهها واحدهاى اوليه تشكيلدهنده ملت بوده و گروهها يا خانوادههاى حاكم غالبا داراى قدرتى با ثبات و بلا منازع بودهاند، ليكن فرمانروايان حكمران، در مقام رئيس اعظم خانواده يا خاندان،[١] موظف بوده نهايت تلاش خود را براى رفاه و آسايش زيردستان (رعايا) به كار گيرد ... [از اينرو] منشأ مشروعيت حاكميت را نه رأى و نظر افراد، بلكه ميزان تلاش حاكم در جهت رفاه و آسايش آنان، تعيين مىكند.
مائو با تمام وجود سعى داشت در راستاى تحقق يك خانواده ملى معتقد به اصول مائو، لايهها و قشرهاى طبقاتى متوسط و حتى خانواده و خاندان را از ميان بردارد.
كمونهاى اشتراكى و كادرهاى حزبى، از جمله ابزارهايى بودند كه براى اعمال كنترل مستقيم شهروندان (به ويژه دهقانان) از طريق قدرت دولت عظيم و شبهخانواده حزب كمونيست چين، مورد استفاده قرار گرفتند. ازاينرو، تنها نقطه اميد براى اعمال حاكميت به طرز شايسته و خوب آن است كه چگونه رهبر يا رهبران رده بالاى حزب را كه نقش رئيس خانواده را دارند، پالايش و تزكيه كرد؛ چرا كه نزديك شدن به حريم قدرت و اختيار رهبر نه تنها جايز نيست، بلكه اين روال بايد كماكان به قوت خود باقى باشد. اين امر مىتواند ذهن عدهاى را روشن كند كه چرا مائو مبارزات بىوقفه و تقريبا جنونآميز درونى را متوجه خلق نسلهاى جديد از ميان انقلابيونى كرد كه سكان هدايت ملت را به دست آنان بسپارد(Wang Shah ٤٩٩١ ,٨٧١ -٠٨١) .
اشتراكزدائى از كشاورزى،[٢] موجبات احياى الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده و بسيارى از روابط اجتماعى سنتى و نيز قسمت زيادى از ساختار سياسى سنتى را فراهم آورد. برخلاف نظر خوشبينانه عدهاى كه معتقدند، اشتراكزدايى از كشاورزى، سبب
[١] .Dajiazhang (Clan )
[٢] .Agricultural decollec tivization