نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١١٧ - ١- روند تخصيص كار در چين از سلسله «چين» تا عصر «چينگ» (از سده سوم ق م تا سده نوزدهم ميلادى)
به شكلهاى گوناگون در برهههاى مختلف تاريخى، رواج داشت. خريد و فروش انسان، به ويژه در قالب خدمتكار منزل، تا سال ١٩٤٩ جنبه كاملا قانونى داشت و هنوز الگوى رايج تخصيص كار، همان الگوى مبتنى بر خانواده يا اجتماعى محلى (روستاهاى طايفهاى) بود. اين وضع، به ويژه پس از شكست اصلاحات «وانگ آنشى»[١] (١٠٨٦- ١٠٢١) در خلال عصر حاكميت سلسله «سونگ غرب»، كه به قصد استقرار تشكيل سياسى پيشرفتهتر براى دهقانان، انجام شد، نمود بارزترى به خود گرفت. در بسيارى از مناطق، طى برهههاى مختف، غالبا در شهرهايى كه حكم مراكز استانى را داشتند، تحولاتى اساسى در زمينه تجارىسازى اقتصاد، روى مىداد(Lishisuo ٣٦٩١ -٥٦ ,Ye Yaojun ٨٨٩١) . در نتيجه، بازارهاى كار محلى، به ويژه پس از قرن چهاردهم، رشد و توسعه را به نحوى تجربه مىكرد. اما به مروز زمان، چرخ روند پيشرفت تجارىسازى و توسعه بازار كار محلى، از حركت باز ايستاد(Huang ٠٩٩١ ,٣٩ -٣٤١) ؛ در حالى كه اين دو عامل، مكلمهاى سودمندى براى الگوى سنتى و رايج تخصيص كار مبتنى بر خانواده يا طايفه به شمار مىآمدند.
بردهدارى و بندهدارى، اصولا داراى جنبه تكميلى بود و به همين دليل، از نظر نهادى، اهميت چندانى نداشت. وابستگى فردى در نهادهاى اجتماعى، كه در واقع؛ حكم چارچوب و بستر اوليه يك ساختار سازمانى داخلى غير متمايز را داشت، توسعه مىيافت. بدين ترتيب، اداره حكومت متمركز و قدرتمند امپراتورى، در دست يك خانواده يا طايفه پدرى قرار گرفت. تبعات منفى ناشى از حاكميت اين شرايط ما قبل نوگرايى- عدم تحرك كارى، كارايى اقتصادى و رشد روزافزون جمعيت- به شكلى اجتنابناپذير زمينه را براى درهم شكستن نظام اقتصادى مبتنى بر عرف و اخلاق فراهم آورد. از بروز نوآورىهاى فنى و سازمانى و نيز از سياحتهاى اكتشافى در خارج از كشور، به دلايل نهادى، ممانعت به عمل مىآمد. بازدهى محصولات كشاورزى در هر «مو»، از عصر «هان» (قرن سوم ق. م. تا قرن سوم ميلادى) تا عصر سلسله «چينگ»
[١] .Wang Anshi Reforms