نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١١٤ - ١- روند تخصيص كار در چين از سلسله «چين» تا عصر «چينگ» (از سده سوم ق م تا سده نوزدهم ميلادى)
البته، از آنجايى كه بنا به پارهاى دلايل فنى و تداركاتى اعمال حاكميت مستقيم به طور كامل امكانپذير نبود، معمولا بين مقامات محلى و طبقه اشراف، سازشكارىهايى براى كنترل مردم صورت مىگرفت. به همين دليل، ساختار سازمان داخلى چين، عمدتا متشكل از يك ساختار خانوادگى گسترده بود كه در آن، پدر (امپراتور) نه تنها صاحب اختيار تمام امور اقتصادى و سياسى مردم به شمار مىآمد، بلكه كنترل حيات اجتماعى آنان را نيز در دست داشت. بين حكومت، اقتصاد و حيات اجتماعى، هيچ وجه تمايز نهادى وجود نداشت و از آنجا كه بين مردم و امپراتور نيز هيچ نوع مانع نهادى برقرار نبود، بروز رفتارهاى گوناگون از سوى مردم و تجربه كردن اينگونه رفتارها از نظر نهادى، اگر ناممكن نبود، ولى حداقل بسيار دشوار مىنمود. با گذشت زمان و با بروز پارهاى جرح و تعديلها، اين ساختار سازمانى اوليه در چين، مقدار قابل توجهى مشروعيت كسب كرد و اين در حالى بود كه «پدر»، يعنى خانواده سلسله حاكم، يكى پس از ديگرى، عوض مىشد. اين روند، كماكان تا قرن بيستم ادامه داشت.
بروز نوآورىهاى گوناگون، در تداوم ساختار سازمانى داخلى سنتى چين، اهميت زيادى داشت. «چين» كه بعدها توانست سراسر كشور را متحد و يكپارچه سازد، به عنوان نخستين فرمانرواى چين، يك ساختار سياسى قانون به نام «فاجيا»[١] اتخاذ كرد، كه ويژگى بارز آن، كاربرد مستبدانه و خشونتآميز قدرت سياسى براساس يك ساختار قدرت انعطافپذير، قوانين خشك و غالبا بىرحمانه و كنترل زيركانه و مزورانه زيردستان بود، تا قرن يكم قبل از ميلاد، فلسفه كنفوسيوسى (روجيا)[٢] كه يك مرام شيه مذهبى، مبتنى بر نظم آگاهانه و ساختار خانوادگى بود و بر پايه ارزشهاى اخلاقى رعايت سلسهمراتب و شايستهسالارى قرار داشت، به عنوان ايدئولوژى و مكتب رسمى كشور، مورد پذيرش فرمانروايان «هان» قرار گرفت(Fan ٧٥٩١ ,Vol .١ ,٠٥) . اين ايدئولوژى رسمى با اندكى جرح و تعديل و افزودن موادى به آن، از سوى حكمرانان بعدى چين نيز مورد استفاده قرار گرفت. اين مكتب سياسى دولتى، در عمل به حربهاى
[١] .Fagia
[٢] Rugia .