توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٢ - الحاقى سوم نقد ليبرال دموكراسى
نقد دموكراسى
اولا: تعريف دموكراسى به حكومت مردم بر مردم و يا حاكميت مردم، يك تعريف گمراهكننده و حتى غير ممكن است.
تعريف واقعى دموكراسى، حكومت جمع قليل و اندكى بر همه مردم يك كشور به وسيله آرايى از مردم است كه بين ٥١ تا نود و نه در نوسان است، و غالبا از ٧٠ يا ٧٥ درصد بالا نمىرود.
اگر اين آرا به نود درصد برسد حكومت اكثريت، مقبول عرفى است و اگر اين آرا به ٧٥ درصد مثلا برسد، حكومت اكثريت غير مقبول است. و اگر به ٦٠ و ٥٥ درصد برسد، تقريبا حكومت نصف بر نصف ديگر است و هيچگونه دليل عقلانى بر آن دلالت ندارد. اگر بگويند عقلا چارهاى جز پذيرفتن اين راه در سه مورد اخير ندارند چون راه ديگرى به نظر نمىرسيد.
مىگوييم فرضا راه ديگرى هم نباشد. ولى نبايد نام آنرا حكومت مردم بر مردم گذاشت و بايد اقرار كنند كه قبول اينگونه حكومتها از باب ناچارى و اضطرار است (يعنى دموكراسى ناممكن است).
دوما: رأيى كه به حكومتكنندگان- چه در بعد اجرايى و چه در بعد تقنينى- داده مىشود تا چه اندازه ارزش عقلانى دارد؟ و چگونه حكمرانى و تسلط جمع قليلى را بر سرنوشت مورد وكالت ملتها عملا و قانونا مشروعيت مىبخشند تا اين حكومت به اكثريت نسبت صحيح داده شود؟